ميراث تو تنها مىماند .
و در حالى كه وصى تو رهايت ساخته است بىآنكه ( به توصيههايت ) وفا كند ، و بىآنكه كار آشفتهاى ( از تو ) را سامان بخشد .
تحقيقا بسيار انباشتى گناهى را كه در زمانى ( طولانى ) ، راههاى ( بيدارى و ) برانگيختگى ( و نجات ) را بر تو بست .
اكنون جز تقواى الهى هيچ پناه و پشتيبانى و هيچ فريادرسى ندارى « 1 » .
درمان گناه
[ 939 ] - 11 - با مداوا هر دردى را درمان مىكنى ، در صورتى كه براى بيمارى گناهت هيچ درمانى نيست .
بجز لابه و زارى خالصانه به درگاه خداى رحمان ، همراه با عزم انسان ترسان ، و يقين اميدوار و ( نيز بجز ) شبزندهدارى طولانى در طلب عفو ، در شبى پرظلمت با پردهء قيرگون .
و ( نيز بجز ) اظهار پشيمانى در همه وقت ، از آن ( گناه و ) انحرافى كه در آن بودهاى .
( اگر بدين حال باشى ) شايد فردا بزرگوار شوى ، با نيل به منتها مقام رستگار شادمان رهيده ( از اغلال علائق و آلودگيها ) « 2 » .
هامش
( 1 )لمن يا أيّها المغرور تحوي * من المال الموفّر و الأثاث
ستمضي غير محمود فريدا * و يخلو بعل عرسك بالتّراث
و يخذلك الوصيّ بلا وفاء * و لا إصلاح أمر ذي التياث
لقد وفّرت وزرا مرّ حينا * يسدّ عليك سبل الانبعاث
فما لك غير تقوى اللّه حرز * و لا وزر و ما لك من غياث( 2 )تعالج بالتّطبّب كلّ داء * و ليس لداء ذنبك من علاج
سوى ضرع إلى الرّحمن محض * بنيّة خائف و يقين راج