تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 904

مساهمون:

ص٩٠٤

بخشش به معلّم فرزند

[ 937 ] - 9 - گويند : عبد الرحمن سلمى به فرزند امام حسين عليه السّلام سوره حمد را آموخت ، چون آن را بر پدر قرائت كرد حضرت عليه السّلام به آموزگار او ( عبد الرحمن ) ، هزار دينار ، و هزار حلّه ، عطا فرمود و دهان او را پر از گوهر نمود . از حضرت عليه السّلام پرسيدند : چرا اين همه بخشش ؟ ! فرمود : « كجا بخشش من با عطاى او - كه حمد باشد - برابرى مىكند » « 1 » ؟ ! و اين اشعار را سرود : آنگاه كه دنيا در حق تو جوانمردى نمود ( و به تو روى آورد ) ، تو همهء آن را - پيش از آنكه ناگهان از دستت رود - بر مردم ببخش . نه بخشش تو ، آن را - هرگاه روى آورد - از بين مىبرد ، و نه بخل تو ، آن را - هرگاه پشت كند - نگه مىدارد « 2 » .

تشويق به تقوى

[ 938 ] - 10 - اى فريفتهء به دنيا ، براى چه كسى اين همه اموال انباشته و اثاث فراهم مىآورى ؟ ! به زودى ناپسند و تنها ( از اين دنيا ) مىگذرى ، در حالى كه ( پس از تو ) شوى بيوهء تو با
هامش
و ما حزناه من حلّ و حرم * يوزّع في البنين و في البنات و فيمن لم نؤهّلهم بفلس * و قيمة حبّة قبل الممات و تنسانا الأحبّة بعد عشر * و قد صرنا عظاما باليات كأنّا لم نعاشرهم بودّ * و لم يك فيهم خلّ مؤات( 1 ) و أين يقع هذا من عطائه . ( 2 )إذا جادت الدّنيا عليك فجد بها * على النّاس طرّا قبل أن تتفلّت فلا الجود يفنيها إذا هي أقبلت * و لا البخل يبقيها إذا ما تولّت فما لك غير تقوى اللّه حرز * و لا وزر و مالك من غياث .