در ياد گناهان و روز قيامت
[ 946 ] - 18 - اى فريب خورده ! آيا در شورهزارها خانه مىسازى در صورتى كه شورهزارها بر پايهها مهر نمىورزند ( و آنها را نگه نمىدارند ) .
گناهان تو فراوان و پىدرپى و بزرگاند در حالى كه اشك ( ديدگان ) تو خشك و دل تو ( از زنگار گناه ) سنگ است .
و ( به ياد آر ) روزهايى را كه در آن خدا را نافرمانى كردى تو آنها را فراموش كردهاى ولى آنها را به زيان تو ثبت كردهاند چگونه مىتوانى در روز قيامت به دوش كشى بارهاى گران گناهان را كه همانند كوههايند .
آن روز روزى است كه هيچ گونه دوستى و خويشى در آن به كار نيايد و نه كسى كه به يارى برخيزد « 1 » .
اوصاف روز قيامت
[ 947 ] - 19 - بيم و هراس قيامت بزرگ است و مردم در آن همچون پروانههاى پراكنده ،
هامش
و يطلب دولة الدّنيا جنونا * و دولتها مخالفة المخازي
و نحن و كلّ من فيها كسفر * دنا منّا الرّحيل على الوفاز
جهلناها كأن لم نختبرها * على طول التّهاني و التّعازى
و لم نعلم بأن لا لبث فيها * و لا تعريج غير الاجتياز( 1 )أ في السّبخات يا مغبون تبني * و ما أبقى السّباخ على الأساس
ذنوبك جمّة تترى عظاما * و دمعك جامد و القلب قاسي
و أيّاما عصيت اللّه فيها * و قد حفظت عليك و أنت ناسي
فكيف تطيق يوم الدّين حملا * لأوزار الكبائر كالرّواسي
هو اليوم الّذي لا ودّ فيه * و لا نسب و لا أحد مواسي