است .
آن دو را دوست مىدارم و سپس مالم را در اين راه به كار مىگيرم ، و آنكه مرا سرزنش مىكند حق هيچگونه درشتى ندارد .
و من آن بدخواهان را - و اگر چه مرا سرزنش كنند - در همهء زندگيم فرمان نخواهم برد تا اينكه خاك مرا در خود پنهان سازد « 1 » .
در مذمت كينهتوزان
[ 935 ] - 7 - آنان كه دوستشان مىدارم رفتند ، و من ( تنها و بىمونس ) در ميان كسانى ماندهام كه دوست ندارم .
در ميان آنان كه مىبينم پشت سر ناسزايم گويند ، با اينكه من هيچ بدى از آنان نمىگويم .
[ تا مىتوانند ] از پى تباهى منند ، با اينكه ( خير ) كارشان همان است كه من سرورى كنم . از روى ( كينه و ) خشم به سوى فلاكت ( و گزند ) مىخزند با اينكه آن ، روشى است كه من نياموختهام .
مىبينند كه مگسهاى شرّ پيرامون من آوا مىدهند ، و آنها را از من نمىرانند .
و هرگاه كينهء سينهها ( فرو نشيند و ) خاموش شود آنان پيوسته آن را شعلهور مىسازند .
چرا به ( دريافتهاى ) عقل خود اعتنا نمىكنند ؟ ! چرا به زلال انديشهء خود بر نمىگردند ؟ ! آيا نمىبينند كه نتيجهء ناخوشايند كار آنان بر آنها مىجهد ( و شتاب مىگيرد ) ؟ ! پروردگارم مرا بس است كه تا از او پروا دارم او مرا كفايت مىكند ، و گردنكشى هم آنان را بس است .
و كم است آنان كه بر او سركشى مىكنند ، خدا ، ( پروردگارشان ) كفايتشان نكند ( و آنها را
هامش
( 1 )لعمرك إنّني لأحبّ دارا * [ تحلّ بها ] سكينة و الرّباب
أحبّهما و أبذل بعد مالي * و ليس للائمي فيها عتاب
و لست لهم و إن عتبوا مطيعا * حياتي أو يغيّبني التّراب .