تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 878

مساهمون:

ص٨٧٨
ناتوانيم آنها را از من دريغ مىدارى ؟ الها ! اگر خوبيها از من سر زند به فضل توست و تو منّت بر من دارى و اگر بديها از من پديد آيد ، ( محكوم ) به عدل توست و تو بر من حجّت دارى ، الها ! چگونه مرا به خود وامىگذارى در صورتى كه از من كفالت فرمودى ؟ و چگونه شكست خورم در صورتى كه تو ياور منى ؟ يا چگونه نااميد شوم در صورتى كه نوازشگر منى ، اكنون توسط نيازمنديم به تو ، دست به دامنت گشته‌ام و چگونه با چيزى كه هرگز به ناحيه قدس تو نرسد توسّلت جويم ؟ يا چگونه از حال خود به تو شكايت كنم كه بر تو پنهان نيست . يا چگونه با گفتارم شرح دهم كه آن هم از تو و برايت آشكار است ؟ يا چگونه آرزوهايم را بىبهره مىسازى در حالى كه به درگاه تو آمده‌ام ، يا چگونه احوال مرا نيك نسازى و حال آنكه احوالم به تو برجاست ! معبودا ! با اين همه نادانيم چقدر به من لطف دارى ! و با اينهمه زشتى كردارم چقدر به من مهربانى ! معبودا ! چقدر به من نزديكى و من از تو دورم ! و چقدر تو با من رأفت دارى ! پس چيست كه مرا از تو محجوب داشته است ؟ اى معبود به حق من ! از آثار ( و مظاهر ) گوناگون ( دار كثرت ) و تحوّلات ( شگرف ) أطوار وجودى ، پى بردم كه مقصود تو از من آن است كه در هر چيزى ( و هر مظهرى ) خود را به من بشناسانى ( و احاطه قيّومى خود را به من بنمايانى ) تا در هيچ چيزى از تو بىخبر نباشم . الها ! هر چه پستى من لالم كند ، كرم تو مرا به سخن آرد ، و هرگاه كه اوصاف ( ناشايستهء ) من نوميدم سازد نيكوييهاى تو اميدوارم نمايد . الها ! كسى كه خوبيهايش بدى است چگونه بديهايش بدى نباشد ! و كسى كه حقيقتهايش ادّعاست چگونه ادعاهايش ادّعا نباشد ؟ الها ! حكم نافذ و مشيّت قاهر تو ( كه همهء قلمرو هستى را فرا گرفته است ) براى هيچ صاحب سخنى ، جاى سخن و براى هيچ صاحب حالى ، حال ثابت نگذاشته است . خدايا ! چه بسيار كه بناى طاعتى گذاردم و چه بسيار حال عبادتى كه استوار كردم . عدل تو ، تكيه مرا به آن از بن كند ، بلكه فضل تو مرا از آن برگرداند .