بار الها ! توفيق بندگيمان بخش ، و قوّت طاعتمان ده ، از گناهمان بازدار ، لابه و زارى ما را بپذير ، اى بهترين كسى كه درخواستش كنند ، اى مهربانتر شخصى كه از او ترحّم جويند ، اى كسى كه به هم آمدن نامرئى پلكها ، و نگاه چشمها ، و هر آنچه در جانها جاى گرفته و در دلها نهان است بر او مخفى نيست ، حقّا كه همه اينها را علم تو بر شمرده و بردبارى تو فرا گرفته است ، تو منزّه و برترى از آنچه ظالمان ( درباره تو ) گويند ، برترى بزرگ ، آسمانها و زمين و هر كه در آنها است تو را تسبيح مىگويند و هيچ چيزى نيست جز آنكه تسبيحت مىگويد و به ستايشت سرگرم است ، هر سپاس و سرافرازى و بلندمرتبگى از آن توست ، اى خداوند شكوه و بزرگوارى و فضل و احسان و نعمتهاى بزرگ ، تويى كه بخشنده و گرانمايه و دلسوز و مهربانى ، روزيت را بر من گشايش ده ، و مرا در تن و دينم عافيت بخش و بيمم را ايمن ده و گردنم را از آتش برهان .
بار الها ! مرا به مكر خود گرفتار مكن ، آرام آرام به قهر خود دچار مساز خوارم مگردان و شر فاسقان جن و انس را از من بران .
اى شنواترين شنوندگان ، اى بيناترين بينندگان ، اى زودترين حسابرسان ، اى مهربانترين مهربانان ! بر محمّد و آل محمّد درود فرست ، خدا از تو حاجتى مىخواهم كه اگر آن را عطايم كنى آنچه از من دريغ دارى زيانم نرساند ، و اگر آن را از من بازدارى هر آنچه عطايم كنى سودم نبخشد ، از تو مىخواهم كه گردنم را از آتش برهانى ، هيچ معبود بحقّى جز تو نيست يگانه بىشريكى ، و ملك وجود از آن تو و همهء ستايشها مخصوص توست ، و تو بر هر چيز توانايى اى پروردگار من ، اى پروردگار من ، اى پروردگار من . . .
خدايا ! من در دارائى خود نادارم ، پس چگونه در ندارى خود فقير نباشم ؟ معبودا ! من در دانايى خود ، نادانم ، پس چگونه در نادانى خود ، نادان نباشم ؟ الها ! گوناگونيهاى تدبيرت ( در اوضاع خلايق ) ، و سرعت پيچش ( و تحوّل ) تقديراتت ( در احوال بنى آدم ) بندگان عارف تو را از اينكه به عطايى دل آرام شوند و در بلا اميد از تو بردارند بازمىدارد .
الها ! هر آنچه پستى مرا سزد از من است و هر آنچه كرم تو را سزد از توست ، خدايا ! پيش از پيدايش ناتوانى در من ، خود را با لطف و مهربانى نسبت به من ستودى ، آيا پس از
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 877
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٨٧٧