تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 880

مساهمون:

ص٨٨٠
يارى مىجويم ياريم كن ، بر تو توكّل دارم مرا وامگذار ، از تو مىخواهم نااميدم مگردان ، فضلت را آرزومندم محرومم مساز ، به آستان تو پيوسته‌ام ، دورم نكن ، و بر درگاهت ايستاده‌ام مرا مران . خدايا ! رضاى تو منزّه است از اين كه سببى از جانب تو داشته باشد ، پس چگونه برايش از جانب من سببى خواهد بود ؟ ! الها ! تو در ذات خود بىنياز از آنى كه از جانب ( افعال ) خودت به تو سودى رسد ، پس چگونه از من بىنياز نباشى ؟ ! معبودا ! قضا و قدر تو مرا به آرزو مىافكند و دلبستگى به خواسته دل اسيرم مىسازد . پس تو ياورم باش تا پيروز و بينايم كنى و مرا با فضل خود بىنياز گردان تا به ( لطف ) تو از تلاش و طلب خود بىنياز شوم ، تويى كه انوار ( تجليّات جمال ) خود را در دلهاى اوليائت تاباندى تا تو را شناختند و به يكتايى ستودند ، تويى كه بيگانگان را از دل عاشقانت زدودى تا جز تو را دوست ندارند و جز تو پناهى نگيرند ، تويى كه انيس آنانى آنجا كه عوالم ( ملك و ملكوت ) به هراسشان افكند و تويى كه آنان را هدايت فرمايى ، آنگاه كه نشانه‌ها برايشان آشكار شود . چه دارد آنكه تو را ندارد ؟ و چه ندارد آنكه تو را دارد ؟ ناكام است آنكه به جاى تو ، ديگرى را پسندد و زيان كار است آنكه روى از تو برتابد چگونه به ديگرى اميد برند با اينكه تو قطع احسان نكرده‌اى و چگونه از ديگرى بجويند با اينكه تو شيوهء عطا بخشيت را تغيير نداده‌اى ؟ ! اى آنكه شيرينى أنس خود را به دوستدارانت چشاندى ، پس تملق‌گويان در پيشگاه ( جلال و كبريايى ) تو ايستادند ، اى آنكه جامهء هيبت خود را بر اندام اوليائت پوشاندى تا در برابرت به استغفار ايستادند ! تويى كه ياد از خلايق كنى پيش از آنكه از تو ياد كنند ، تويى كه آغاز به احسان نمايى پيش از آنكه پرستندگان به تو روى آرند ، تويى كه عطا بخشى پيش از آنكه جويندگان بخواهند ، تويى كه پربخششى ، سپس در آنچه به ما بخشيده‌اى از وام‌خواهانى ! ! الها ! با رحمتت مرا بطلب ، تا به وصالت رسم ، و با فضلت مرا جذب كن تا يكسر به تو رو