معبودا ! تو خود مىدانى اگر چه انجام طاعت تو را قطعى و پيوسته نداشتهام ، ولى محبّت و تصميم آن را هميشه داشتهام .
خدايا ! چگونه تصميم گيرم در حالى كه تو قاهرى ؟ ! چگونه تصميم نگيرم كه تو فرماندهندهاى ؟ ! الها آمد و شد ( انديشه ) من در آثار و نشانهها مايهء دورى ديدار ( و وصال ) توست ، پس همهء وجود مرا در حضرتت به خدمتى فراهم آر كه مرا به تو رساند .
چگونه به رهنمايى چيزى كه در وجود خود به تو نيازمند است از پى وجود تو برآييم ؟
آيا جز تو چيزى ظهورى دارد كه براى تو نيست تا آشكار كنندهء تو شود ؟ كى پنهان بودهاى تا نيازمند دليلى باشى كه به تو رهنمون شود ؟ ! كى دور شدهاى تا آثار و نشانهها ما را به تو رسانند ؟ ! كور است چشمى كه تو را بر خود نگهدار و مراقب نبيند ، و زيان زده است دادوستد كسى كه از محبّت خود برايش نصيبى قرار ندادهاى ! الها ! [ بندگان را ] فرمان دادى تا به نشانههاى تو بازگردند ، اكنون مرا ( كه بىتاب وصالم ) از راه پوشش انوار ( جمال و جلالت ) و رهنمايى ( شهود و ) بينادلى به خود جلب كن تا همچنان كه از آنها به تو ره يافتم از آنها به بارگاه وصالت باريابم در حالى كه رازم از نگاه به آنها مصون و همّتم از تكيه بر آنها و الا باشد . كه تو بر هر چيز توانايى .
اى معشوق يگانهء من ! اين ذلّت ( عاشقانهء ) من است كه پيش رويت عيانست و اين حال شكسته و سوز عشق من است كه بر تو پنهان نيست ، از تو وصالت را جويايم و به تو بر تو رهنما خواهم ، پس با ( تجلّى ) نورت مرا به خود رهنمون شو ، و با ( خلوص و ) صدق عبوديّت ، مرا نزد خود بپاىدار . معبودا ! مرا از گنجينهء علم ( و اسرار ناب ) خود بياموز ، و مرا با پوشش مصون ( از أغيار ) خود نگهدار .
الها ! مرا با حقايق ( معرفت ) مقرّبانت بياراى ، و به طريقهء مجذوبان ( مشتاقت ) به راه انداز .
خدايا ! مرا با تدبيرت از تدبير خودم و با اختيارت از اختيار خودم بىنياز فرما ، و مرا بر پايگاههاى پريشانيم واقف گردان .
الها ! مرا از ذلّت نفسم برآر و مرا پيش از ورود در گورم ، از شكّ و شركم پاك فرما . از تو
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 879
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٨٧٩