[ 485 ] - 310 - چون امام عليه السّلام و يارانش به شهادت رسيدند ، عمر بن سعد اسراى خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سرهاى شهدا را برداشته به سوى كوفه رهسپار شد و در كوفه سر مبارك امام عليه السّلام - كه بر نى بود - قرآن مىخواند .
زيد بن ارقم گويد : من در غرفهء خود نشسته بودم كه سر مطهر امام عليه السّلام را - كه بر نى بود - از آنجا عبور دادند . چون رو به روى غرفهء من رسيد ، شنيدم تلاوت مىكند :
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
« 1 » آيا پنداشتى كه واقعهء اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ماست ؟ ! مو بر بدنم راست شد و ندا كردم : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! به خدا سوگند سر بريدهء تو شگفتتر است ، شگفتتر ! [ 486 ] - 311 - ابو مخنف گويد : سر مبارك امام عليه السّلام را در بازار صرافان كوفه بر نى داشتند كه ( شنيده شد : ) آن سر ، صدا صاف كرد و سورهء مباركهء كهف را تا آيهء شريفه :
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً
« 2 » تلاوت فرمود و اين واقعهء شگفت جز بر گمراهى آنان نيفزود .
در نقل ديگرى آمده است : آنان چون سر مبارك امام عليه السّلام را بر درخت آويختند ، از او شنيده شد كه :
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
« 3 » : و آنان كه ظلم كنند به زودى خواهند دانست كه به چه كيفر گاهى برمىگردند .
نيز در دمشق شنيدند كه مىگويد : « لا قوّة الّا باللّه » : هيچ نيرويى جز از خدا نيست .
و نيز شنيدند كه تلاوت مىكند : «
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
: زيد بن ارقم گفت : كار تو شگفتتر است اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! [ 487 ] - 312 - عبيد اللّه بن زياد ، پس از آنكه سر مطهر امام عليه السّلام را به او دادند ، خولى بن يزيد اصبحى را خواست و گفت : اين سر را تا وقتى كه مىطلبم نگهدار . خولى گفت : در طاعتم ! و آن را گرفت و به منزل برد . او را دو همسر بود ، ثعلبية و مضرية - او منزل مضريه آمد . زن
هامش
( 1 ) كهف : 9 .
( 2 ) كهف : 3 ( 1 )
( 3 ) شعراء : 27 ( 2 )