تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
كه جدت محمّد مصطفاست . فرمود : « حال كه مرا مىشناسى چرا مرا مىكشى » « 1 » ؟ ! گفت : اگر تو را نكشم پس جايزه را چه كسى از يزيد بستاند ؟ ! فرمود : « آيا جايزهء يزيد را دوست دارى يا شفاعت جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله » « 2 » ؟ گفت : مختصرى جايزهء يزيد را از تو و جدت بيشتر دوست دارم ! ! فرمود : « اينك كه مرا مىكشى تشنه مكش » « 3 » . گفت : هيهات ! به خدا يك قطره آب ننوشى تا مرگ را به سختى دريابى ! فرمود : « واى بر تو ! چهره و شكم خود را بگشا » « 4 » ! شمر چون نقاب برگرفت دو رنگى و پيسى و چهرهء همچون سگ و خوك او نمودار شد . امام عليه السّلام فرمود : « جدم در آنچه خبر داد راست فرمود » « 5 » . گفت : آن چيست ؟ فرمود : به پدرم مىفرمود : على جان ! مردى پيس و دو رنگ كه به سگ و خوك شبيه‌تر است ، اين فرزند تو را خواهد كشت . شمر برآشفت و گفت : تو مرا به سگ و خوك تشبيه مىكنى ؟ ! به خدا از قفا سرت را جدا مىكنم ! سپس امام عليه السّلام را به رو افكند و سر مباركش را جدا كرد و از امام عليه السّلام در آن حال شنيده مىشد : « وا جداه ! وا محمّداه ! وا ابا قاسماه ! وا أبتاه ! وا عليّاه ! مرا با اينكه جدم محمّد مصطفاست تشنه كشتند ! مرا با اينكه پدرم على مرتضى و مادرم فاطمه زهرا است تشنه كشتند » « 6 » . در نقل ديگر آمده كه : ( شمر چون بر سينه امام عليه السّلام زانو زد ) امام عليه السّلام فرمود : « بر جايگاه بلندى زانو زدى ! چه بسيار كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بر آن بوسه مىزد » « 7 » . در نقل ديگرى آمده كه : امام عليه السّلام به او فرمود : « تو همان سگ دو رنگى ، كه تو را در رؤيا
هامش
( 1 ) ويلك إذا عرفت هذا حسبي و نسبي فلم تقتلني ؟ . ( 2 ) أيّما أحبّ إليك الجائزة من يزيد أو شفاعة جدّي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ ( 3 ) إذا كان لا بدّ من قتلي فاسقني شربة من الماء . ( 4 ) ويلك اكشف لي عن وجهك و بطنك . ( 5 ) صدق جدّي فيما قال . ( 6 ) وا جدّاه وا محمّداه وا أبا قاسماه وا أبتاه وا عليّاه ، أ أقتل عطشانا و جدّي محمّد المصطفى ؟ أ أقتل عطشانا و أبي علىّ المرتضى و أمّي فاطمة الزّهراء ؟ ( 7 ) لقد ارتقيت مرتقى عظيما طالما قبّله رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله .