بوسه زد مىبرد » « 1 » ؟ ! شمر ( برآشفت و ) آن حضرت عليه السّلام را به رو افكند و سر مطهرش را از قفا جدا كرد و از هر عضو يا رگ يا مفصلى كه مىبريد ندا مىآمد : « وا جداه ! وا أبا القاسماه ! وا علياه ! وا حمزتاه ! وا جعفراه ! وا عقيلاه ! وا غربتاه ! وا قلة ناصراه » « 2 » !
پس از شهادت امام عليه السّلام
[ 484 ] - 309 - در روايتى آمده : شمر چون سر امام عليه السّلام را جدا كرد ، آن را به اسب خود آويخت و من با چشمان خود ديدم و دريافتم كه سر بريدهء امام عليه السّلام با زبان فصيح به او مىگويد : اى شمر اى بينواى بينوايان ! اى دشمن خدا و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ! تو ميان سر و تنم جدايى افكندى خدا ميان گوشت و استخوانت جدايى اندازد و تو را مايهء عبرت جهانيان كند « 3 » ! شمر با تازيانهء خود پيوسته بر آن زد تا خاموش شد و گفتم : لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العلىّ العظيم ! و من به خدا سوگند در برابر اين ملعون فرزند ملعون كه به آن سر مبارك مىزد نمىتوانستم كارى بكنم كه سلاحى نداشتم از اينرو صبر كردم تا خدا داورى كند كه او بهترين داوران است .
طريحى گويد : سكينه عليها السّلام جسد پدر خود - حسين عليه السّلام - را در آغوش كشيد - او محدّثه بود - شنيد كه مىگويد : « شيعيانم ! چون آب گوارا نوشيديد مرا ياد كنيد و چون از غريبى يا شهيدى شنيديد مرا نوحه كنيد » « 4 » .
و كسى نتوانست سكينه را از جسد پدر جدا كند تا گروهى جمع شدند و با خشم او را كشيدند .
هامش
( 1 ) يا ويلك أ تظنّ أنّ سيفك يقطع موضعا طالما قبّله رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله .
( 2 ) وا جدّاه وا أبا القاسماه وا عليّاه وا حمزتاه وا جعفراه وا عقيلاه وا غربتاه وا قلّة ناصراه .
( 3 ) يا شمر ! يا شقيّ الأشقياء ! يا عدوّ اللّه و رسوله ! فرّقت بين رأسي و جسدي ، فرّق اللّه بين لحمك و عظمك ، و جعلك نكالا للعالمين .
( 4 )شيعتى ما إن شربتم * عذب ماء فاذكرونى
او سمعتم بغريب أو * شهيد فاندبونى