اى شمر ! به آن بيمار و آن خاندان بىسرپرستى كه پس از من تنها او سرپرستشان باشد رحم كن .
( و اى آل اللّه ! ) جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر شما خواهد گريست و هر كه بر مصيبت شما بگريد سعادتمند است و در بهشت برين رستگار خواهد شد . سلام بر شما چه سخت است فراق شما ! اينك برخيزيد و با من وداع كنيد كه اين آخرين ديدار است » « 1 » .
[ 481 ] - 306 - در روايتى آمده كه : مردى زشت چهره ، كوسه و پيس رنگ كه سنان نام داشت . ( با قصد كشتن ) نزد امام عليه السّلام آمد . امام عليه السّلام نگاهى به او افكند و او جرأت نكرد و در حالى كه هراسان فرار مىكرد مىگفت : تو را چيست اى عمر بن سعد ! خشم خدا بر تو باد ، آيا مىخواهى محمّد صلّى اللّه عليه و آله را دشمنم سازى ؟ ! ابن سعد فرياد زد : چه كسى برايم سر حسين عليه السّلام را مىآورد تا برايش جايزهاى دلخواه باشد ؟ ! شمر گفت : من اى امير ! ابن سعد گفت : بشتاب كه جايزهء بزرگى دارى ! شمر نزد امام - كه بىهوش بود - آمد و زانو بر سينه آن حضرت نهاد .
امام عليه السّلام به هوش آمد و فرمود : « واى بر تو ! كيستى كه بر جايگاه بلندى پا نهادهاى » « 2 » ؟ ! گفت : شمر .
فرمود : « آيا مرا مىشناسى » « 3 » ؟ گفت : تو حسين عليه السّلام فرزند على عليه السّلام و پسر فاطمه زهرايى
هامش
( 1 )أيا شمر خاف اللّه و احفظ قرابتي * من الجدّ منسوبا إلى القائم المهدي
أيا شمر تقتلني و حيدرة أبي * و جدّي رسول اللّه اكرم مهتدي
و فاطمة امّي و الزّكيّ ابن والدي * و عمّي هو الطّيّار فى جنّة الخلد
أنادي الا يا زينب يا سكينة * ايا ولدى من ذا يكون لكم بعدي
ألا يا رقيّة يا امّ كلثوم أنتم * وديعة ربّي اليوم قد قرب الوعد
ايا شمر ارحم ذا العليل و بعده * حريما بلا كفل يلى امرهم بعدي
سيبكي لكم جدّي و اسعد من بكى * على رزئكم و الفوز فى جنّة الخلد
سلام عليكم ما امرّ فراقكم * فقوموا لتوديعي فذا آخر العهد( 2 ) يا ويلك من أنت فقد ارتقيت مرتقى عظيما ؟
( 3 ) ويلك من أنا ؟