تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
بنو كلاب ميان او و آب فرات حايل شدند . تيرى آمد و در گلوى امام عليه السّلام نشست و از اسب در افتاد . امام عليه السّلام تير را بيرون آورده افكند و كف مبارك خود را به زير خون گرفت . چون پر شد سر و صورت خود را به آن آغشت و فرمود : « ( مىخواهم ) خداى متعال را مظلومانه و آغشته به خون ديدار كنم » « 1 » . سپس بر گونه چپش به خاك افتاد .

واپسين لحظات عمر امام عليه السّلام

[ 478 ] - 303 - امام عليه السّلام به سبب زيادى جراحات از هوش رفت . زينب كبرى عليها السّلام گريه كنان برادر را صدا مىزد به هوش آمد و با نگاه مظلومانه و اشاره دست به زينب عليها السّلام او را بىتاب كرده از هوش برد . چون به خود آمد ، عرض كرد : برادر جانم ! تو را به حقّ جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با من سخن بگو ! تو را به حق پدرم امير مؤمنان عليه السّلام با من حرف بزن ! اى واپسين لحظهء زندگيم ! به حق مادرم فاطمه زهرا عليها السّلام جوابم ده ! اى نور ديده‌ام اى ميوهء دلم ! با من گفتگو كن ! امام عليه السّلام فرمود : « خواهرم ! امروز روز ديدار و خرسندى است . اين همان روزى است كه جدم وعده داده و او مشتاق من است » ! « 2 » . سپس بيهوش شد ، زينب عليها السّلام از پشت سر امام عليه السّلام را بلند كرد و به سينه چسبانيد ( و سخت مىگريست ) ، امام عليه السّلام متوجّه شده فرمود : « خواهرم زينب ! دلم را شكستى و غمهايم افزودى . تو را به خدا سوگند مىدهم آرام‌گير و خاموش باش » « 3 » . [ 479 ] - 304 - در واپسين لحظات زندگى نيايش فرمود : « بار الها ! اى فراز جايگاه ! بزرگ جبروت ! سخت مكر و انتقام ! بىنياز از آفريده‌ها ! گسترده كبريا ! بر هر چيز توانا ! نزديك رحمت نزديك ! راست پيمان ! سرشار نعمت ! نيكو بلا ! ( اى آن كه ) چون بخوانندت نزديكى و به آنچه آفريدى محيطى ! توبه‌كنان را توبه‌پذيرى ! و به آنچه خواهى توانايى و به آنچه جويى
هامش
( 1 ) ألقى اللّه عزّ و جلّ و أنا مظلوم متلطّخ بدمي . ( 2 ) يا اختاه هذا يوم التّناد و الهزاق ، هذا اليوم الّذي وعدني به جدّي و هو الىّ مشتاق . ( 3 ) أخيّة زينب كسرت قلبي و زدتني كربا فوق كربي ، فباللّه عليك إلّا ما سكنت و سكتّ .