ابن سعد پاسخى نداد و امام عليه السّلام فرمود : « شيطان بر او چيره گشته است » « 1 » .
به نقل ديگرى فرمود : « اى واى بر شما ! چرا از جنگ بازنمىايستيد تا نماز گزاريم ؟ ! » « 2 » و در روايتى آمده است : امام عليه السّلام به زهير بن قين و سعيد بن عبد اللّه فرمود : « جلو بايستيد تا نماز ظهر را ادا كنم » « 3 » . آنان پيش ايستادند و امام عليه السّلام در جماعت حدود نيمى از اصحاب خود نماز را نماز خوف گزارد .
[ 397 ] - 222 - روايت شده كه : « امام عليه السّلام در بحبوحهء نبرد ظهر عاشورا با اصحاب خود نماز را نماز خوف گزارد » « 4 » .
[ 398 ] - 223 - و نيز گفته شده كه : امام و اصحاب ( در ظهر عاشورا ) فرادى با اشاره نماز گزاردند ، چنان كه در زيارت امام عليه السّلام آمده است : شهادت مىدهم كه تو نماز را بپاداشتي . . . و نماز را در جايى گزارد كه عقلها را مدهوش و اشكها را روان مىساخت . . . و چون از نماز فارغ شد اصحاب خود را به نبرد برانگيخت و فرمود : « ياران من ! اينك اين بهشت است كه درهايش گشوده و نهرهايش پيوسته و ميوههايش رسيده و قصرهايش آراسته و حور و غلمانش گرد هماند و اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و شهيدان همراه او و پدر و مادر من است كه انتظار قدوم شما را دارند و به هم مژدهء شما را مىدهند و مشتاق ديدار شمايند پس از دين خدا حمايت كنيد و حريم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را پاس داريد » « 5 » . سپس اهل حرم را ندا فرمود . و آنان آشفته بيرون آمدند و ندا دادند : اى مسلمين و مؤمنان ! خدا را ! خدا را ! دين او را پاس داريد و از حريم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و امام عليه السّلام و فرزند دخت پيامبر خدا دفاع كنيد كه خدا به سبب ما شما را
هامش
( 1 ) استحوذ عليه الشّيطان .
( 2 ) يا ويلكم الا تقفون عن الحرب حتّى نصلّي .
( 3 ) تقدّما امامى حتّى اصلّى الظّهر .
( 4 ) إنّه صلّى عند مصابه صلاة الخوف بأصحابه .
( 5 ) يا اصحابي انّ هذه الجنّة قد فتحت ابوابها ، و اتّصلت انهارها ، و أينعت ثمارها ، و زيّنت قصورها ، و تألّفت ولدانها و حورها ، و هذا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و الشّهداء الّذين قتلوا معه و أبي و امّي يتوقّعون قدومكم ، و يتباشرون بكم ، و هم مشتاقون اليكم ، فحاموا عن دين اللّه و ذبّوا عن حرم رسول اللّه .