تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
آزمود . اكنون شماييد كه همسايگان ما در كنار جدّ ما و بزرگواران و دوستداران ماييد . . . پس امام عليه السّلام ندا داد : « اى امّت قرآن ! اينك اين بهشت است ، آن را بجوييد و اين آتش است از آن بگريزيد » ! « 1 » آنان لبيك گفتند و ( از غربت آل رسول صلّى اللّه عليه و آله ) گريان و نالان شدند .

حبيب بن مظاهر

[ 399 ] - 224 - سپس حصين بر امام حسين عليه السّلام و اصحابش حمله كرد پس حبيب بن مظاهر به ميدان آمد و قهرمانانه جنگيد . سرانجام بديل بن صريم تميمى با شمشير سر او را شكافت و شخصى ديگر از بنى تميم نيزه بر او زد كه به زمين افتاد . خواست برخيزد حصين بن تميم شمشير ديگرى بر سرش زد كه از پا در آمد و آن مرد تميمى فرود آمد و سر حبيب را جدا كرد . . . ابو مخنف ، از محمّد بن قيس نقل كرده كه گفت : چون حبيب بن مظاهر به شهادت رسيد . چهرهء امام عليه السّلام درهم شكست و فرمود : « خود و ياران حامى خود را به حساب خدا مىگذارم » « 2 » . در برخى مقاتل آمده كه فرمود : « آفرين بر تو اى حبيب ! تو شخص فاضلى بودى كه يك شبه قرآن را تمام مىكردى » « 3 » .

زهير بن قين

[ 400 ] - 225 - ابراهيم بن سعيد - كه در واقعهء كربلا با زهير بن قين همراه بود - گويد : امام عليه السّلام به زهير فرمود : « اى زهير ! بدان كه اين سرزمين ، شهادتگاه من است و زحر بن قيس اين را - اشاره به سر مبارك خود - حمل مىكند و نزد يزيد مىبرد تا از او جايزه بستاند ولى او هيچ
هامش
( 1 ) يا امّة القرآن هذه الجنّة فاطلبوها ، و هذه النّار فاهربوا منها . ( 2 ) أحتسب نفسي و حماة اصحابي . ( 3 ) للّه درّك يا حبيب ، لقد كنت فاضلا تختم القرآن في ليلة واحدة .