تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
[ 367 ] - 192 - فخر بانوان حضرت زينب عليها السّلام فرمود : شب عاشورا از خيمه خود بيرون آمدم تا حال برادرم حسين عليه السّلام و يارانش را بجويم . او را در خيمهء خود تنها ديدم كه نشسته و با خداى سبحان مناجات مىكند و قرآن مىخواند . پيش خود گفتم آيا در چنين شبى بايد او تنها بماند ؟ ! مىروم و برادران و عموزادگان خود را سرزنش مىكنم . به سوى خيمه عبّاس عليه السّلام آمدم . ناگاه همهمه و صداى غرّايى شنيدم در پشت خيمه ايستاده ديدم بنى هاشم همه حلقه زده گرد عبّاس بن على عليه السّلام - كه همچون شير بر زانو تكيه داشت - نشسته‌اند و او همانند حسين عليه السّلام خطبه‌اى مشتمل بر حمد و ثناى خداوند و سلام بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايراد كرد و در آخر گفت : برادران ! برادرزادگان ! و عموزادگانم ! چون صبح درآيد چه مىكنيد ؟ گفتند : تو فرمانده مايى هر چه فرمايى همان كنيم . عبّاس عليه السّلام فرمود : بار سنگين را جز صاحبانش برنمىدارند . اين اصحاب با امام عليه السّلام خويشى ندارند پس چون صبح درآيد اوّلين كس كه به كارزار مىپردازد ، شماييد . ما پيش از آنها كشته مىشويم تا مردم نگويند ! اصحاب خود را پيش انداختند و چون آنان كشته شدند خود با شمشير ساعت به ساعت به درمان پرداختند . بنى هاشم برخاسته شمشير از نيام كشيدند و به برادرم عبّاس عليه السّلام گفتند : ما بر همانيم كه تو بر آنى . من چون اين يكپارچگى و تصميم قاطع ايشان را ( در يارى امام عليه السّلام ) ديدم قلبم آرام گرفت و خوش‌حال شده چشمانم اشكبار شد . خواستم به سوى برادرم حسين عليه السّلام رفته به او خبر دهم كه ناگاه از خيمه حبيب بن مظاهر نيز همهمه و صدا شنيدم بدان سو رفته پشت خيمه ايستادم و ديدم اصحاب همانند بنى هاشم برگرد حبيب حلقه زده‌اند و او مىگويد : همراهانم ! چرا به اينجا آمده‌ايد ؟ خدا رحمتتان كناد ، آشكارا گوييد ؟ گفتند : آمده‌ايم تا حسين فاطمه عليها السّلام را يارى كنيم . گفت : چرا زنان خود را طلاق گفتيد ؟ گفتند : براى يارى حسين عليه السّلام ؟
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 459 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى