بله چه مىفرمايى ؟
امام عليه السّلام فرمود : « مىخواهم پيمان تازه كنيم » « 1 » . فرزندان حسين ، حسن ، على عليهم السّلام ، جعفر و عقيل همه آمدند و فرمود تا بنشينند .
سپس ندا داد : « حبيب بن مظاهر ، زهير ، هلال و ديگر يارانم كجايند » « 2 » ؟
آنان نيز از خيمهها سر برآوردند و حبيب پيش تاخته عرض كرد : بلى يا ابا عبد اللّه ! همه شمشير به دست آمدند و فرمود : تا بنشينند . خطبهء بليغى ايراد كرد و فرمود : « ياران من ! بدانيد كه اينان جز آهنگ كشتن من و هر كه را با من باشد ندارند . من نگرانم شما كشته شويد . بيعتم را از شما برداشتم اينك هر كه مىخواهد در اين تاريكى شب ( ره خود گيرد و ) برود بنى هاشم و اصحاب هر كدام سخن گفتند و بر وفادارى خود پا فشردند » « 3 » .
امام عليه السّلام چون وفادارى و پايدارى ايشان را ديد فرمود : « حال كه چنين است سر برداريد و منازل خود را در بهشت بنگريد » « 4 » .
پرده از عوالم غيب برداشته شد و ايشان منازل و حوريان و قصرهاى خويش را ديدند و صداى اشتياق حوريان را شنيدند . پس همه برخاستند و شمشير از نيام كشيده گفتند : يا ابا عبد اللّه ! هم اينك فرمان ده تا بر اين نامردمان بشوريم و پيكار كنيم تا خواستهء خداوند در حقّ ما و ايشان فرا رسد ! امام عليه السّلام فرمود : « خدا رحمتتان كند و پاداش نيكتان دهد ، بنشينيد » « 5 » .
سپس فرمود : « هر كه همسر خود را همراه دارد او را به قبيلهء بنى اسد برگرداند » « 6 » .
هامش
( 1 ) أريد ان أجدّد لكم عهدا .
( 2 ) اين حبيب بن مظاهر اين زهير اين هلال ، اين الاصحاب .
( 3 ) يا اصحابي اعلموا انّ هؤلاء القوم ليس لهم قصد سوى قتلي و قتل من هو معي و انا اخاف عليكم من القتل ، فأنتم في حلّ من بيعتي ، و من أحبّ منكم الانصراف فلينصرف في سواد هذا اللّيل .
( 4 ) ان كنتم كذلك فارفعوا رءوسكم و انظروا الى منازلكم في الجنّة .
( 5 ) اجلسوا رحمكم اللّه و جزاكم اللّه خيرا .
( 6 ) الا و من كان في رحله امرأة فلينصرف بها الى بني أسد .