تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
دور خيام را آتش افروزند تا با دشمنان از يك سو بجنگند . [ 366 ] - 191 - چون امام عليه السّلام در كربلا فرود آمد ، نزديك‌ترين اصحاب كه بيش از همه با امام عليه السّلام - مخصوصا در مواقع خطر - همراه بود هلال بن نافع بود ، زيرا او مردى دورانديش و بينا در سياست بود . امام عليه السّلام شب عاشورا ( نابهنگام ) از خيمه‌ها بيرون آمده دور شد . هلال ( نگران شده ) شمشير خود را برداشت و با شتاب رفت تا خود را به امام عليه السّلام رساند ديد او ( در مراقبت از خيمه‌ها ) اعماق دشت و بلنديها و جاهاى مشكوكى را كه مشرف بر خيمه‌هاست وارسى مىكند . امام عليه السّلام به پشت سر خود متوجّه شده ( در تاريكى ) او را ديد . پرسيد : كيستى ؟ هلال « 1 » ؟ ! عرض كرد : آرى ، فداى تو ! از اينكه در شب به سمت لشكرگاه اين ستمگر بيرون آمدى نگران شدم . فرمود : « هلال ! آمدم تا اين پستى و بلنديها را وارسى كنم ، نكند فردا - كه آنان و ما حمله كرده درگير مىشويم - كمينگاهى براى هجوم آنان به خيام ما باشد » « 2 » . سپس برگشت و در حالى كه ( بازوى ) چپ او را گرفته بود مىفرمود : « همان شب است ! همان شب است ! به خدا سوگند وعده‌اى است كه تخلف‌بردار نيست » « 3 » ! سپس فرمود : « هلال ! چرا هم اينك از ميان اين دو كوه نمىروى كه خود را برهانى » « 4 » ؟ ! هلال روى قدمهاى امام عليه السّلام افتاد و عرض كرد : در آن صورت مادر هلال در سوگش بنشيند . سرورم ! شمشيرم با هزار شمشير و اسبم با هزار اسب برابر است . به آن خدايى كه همراهى تو را بر من منّت نهاد از تو جدا نشوم تا اين كه هر دو از كارزار بازمانند ( و خود كشته شوم ) .
هامش
( 1 ) من الرّجل هلال . ( 2 ) يا هلال خرجت أتفقّد هذه التّلاع مخافة أن تكون كناء [ مكمنا ] لهجوم الخيل على مخيّمنا يوم تحملون و يحملون . ( 3 ) هي هي و اللّه وعد لا خلف فيه . ( 4 ) يا هلال أ لا تسلك ما بين هذين الجبلين من وقتك هذا و انج بنفسك .