در شب نيز مرغ قطا را به حال خود مىگذاشت مىخوابيد » « 1 » ! عرض كرد : اى واى ! آيا راه چاره را به رويت بستهاند ؟ ! اين بيشتر قلبم را زخمى و بسيار داغدارم كرد ! پس سيلى بر چهره نواخت و گريبان چاك زد و بىهوش افتاد ! امام عليه السّلام به سوى او برخاست و آب به صورتش پاشيد ( تا به هوش آمد ) و فرمود :
« خواهر جانم ! تقواى خدا پيشه ساز و خود را به صبر خدا بسپار و بدان كه زمينيان مىميرند و آسمانيان پايدار نمىمانند و هر چيزى نابود است جز ذات خدا كه با قدرت خود زمين را آفريد و خلايق را برمىانگيزد تا بازآيند و او يگانهء بىهمتاست . پدرم بهتر از من بود :
مادرم بهتر از من بود ، برادرم بهتر از من بود ( كه رفتند ) و من و ايشان و هر مسلمانى راست كه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله تأسّى كند » « 2 » .
امام عليه السّلام او را به همانند اين سخنان آرامش داد و فرمود : « خواهرم ! من تو را سوگند مىدهم و بر اين سوگند خود تأكيد دارم كه چون كشته شدم گريبان چاك نزن ، صورت نخراش و فرياد ويل و ثبور نكن » « 3 » .
[ 364 ] - 189 - ابن أعثم گويد : خواهران امام عليه السّلام ، زينب عليها السّلام و امّ كلثوم عليها السّلام چون اين اشعار را شنيدند عرض كردند : اين سخن كسى است كه به كشته شدن خود يقين دارد ! امام عليه السّلام فرمود : « آرى خواهرانم » « 4 » ! زينب عليها السّلام عرض كرد : آه از اين بلا ! اى كاش مرگم مىرسيد ! جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت پدرم علىّ عليه السّلام مادرم فاطمه عليها السّلام و برادرم حسن عليه السّلام همه از دنيا رفتند و اكنون حسين عليه السّلام از مرگ خود خبر مىدهد ! بانوان حرم گريستند و ( از
هامش
( 1 ) لو ترك القطا ليلا لنام !
( 2 ) يا أخيّة ! اتّقي اللّه و تعزّي بعزاء اللّه ، و اعلمي أنّ أهل الارض يموتون ، و أنّ أهل السّماء لا يبقون ، و أنّ كلّ شيء هالك إلّا وجه اللّه الّذي خلق الأرض بقدرته ، و يبعث الخلق فيعودون ، و هو فرد وحده ، أبي خير منّي ، و امّي خير منّي ، و أخي خير منّي ، و لي و لهم و لكلّ مسلم برسول اللّه أسوة .
( 3 ) يا أخيّة ! انّي أقسم عليك فأبرّي قسمي ، لا تشقّي عليّ جيبا ، و لا تخمشي عليّ وجها ، و لا تدعي عليّ بالويل و الثّبور إذا انا هلكت .
( 4 ) نعم يا أختاه .