تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
خود كند ( و او را برهاند ) » « 1 » . پس پنج جامهء برد عطايش فرمود كه هزار دينار بها داشت . ابن اعثم گويد : شب ( عاشورا ) فرا رسيد و امام عليه السّلام شب را در سجده و ركوع و استغفار و نيايش خداى متعال گذراند زمزمهء نيايش او همچون آهنگ خوش زنبور عسل بود . شمر بن ذى الجوشن همراه گروهى از ياران خود در نيمه شب پيش آمد تا به سپاه امام عليه السّلام نزديك شد در اين هنگام صداى امام عليه السّلام در تلاوت اين آيه كه : « آنان كه كفر ورزيدند نپندارند كه اگر ما ايشان را مهلت داديم ، خير آنان است ، بلكه آنان را مهلت مىدهيم تا بر گناه خويش بيفزايند و عذابى خواركننده از آن ايشان است . چنان نيست كه خدا مؤمنان را بر آنچه شماييد وانهد مگر آنكه ناپاك را از پاكيزه جدا سازد . » « 2 » بلند بود تبهكارى از همراهان شمر فرياد زد : سوگند به پروردگار كعبه ما همان پاكيزگان و شما همان ناپاكيزگانيد كه خدا ما را از شما جدا ساخته است . برير از نماز خود دست كشيد و فرياد زد : اى فاسق ! اى تبهكار ! اى دشمن خدا ! آيا چون تويى از پاكيزگان است ؟ ! تو جز جانورى نابخرد نيستى پس به آتش و عذاب دردناك قيامت نويدت باد . شمر گفت : اى سخنگو ! خدا به زودى كشندهء تو و مولايت خواهد بود . برير گفت : اى دشمن خدا ! آيا از مرگم مىترسانى ؟ ! به خدا مرگ براى ما از زندگى با شما محبوب‌تر است به خدا سوگند مردمى كه خون فرزندان و خاندان محمّد را بريزند به شفاعتش نخواهد رسيد . راوى گويد : مردى از اصحاب حسين عليه السّلام نزد برير آمد و گفت : خدا رحمتت كناد اى برير ! ابا عبد اللّه مىفرمايد : « به جاى خود برگرد و با اينان سخن مگو بجانم سوگند چنان كه مؤمن آل فرعون به قوم خود اندرز داد و در دعوت آنان كوتاهى نكرد تو نيز اندرز دادى و در آن كوتاهى نكردى » « 3 » .
هامش
( 1 ) فأعط ابنك هذه الأثواب و البرود يستعين بها في فداء أخيه . ( 2 )وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْآل عمران : 178 . ( 3 ) ارجع الى موضعك و لا تخاطب القوم ، فلعمري لئن كان مؤمن آل فرعون نصح لقومه و أبلغ في الدّعاء فلقد نصحت و أبلغت في النّصح .
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 452 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى