تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
امام و بزرگ و سرور خود را تنها گذاردند تا كشته شد و ميان ما و خدا عذرى راه انداختند ؟ ! ما دست از يارى تو بر نداريم تا در ركاب تو كشته شويم . امام عليه السّلام فرمود : « ياران من ! فردا من كشته مىشوم و شما نيز همه كشته خواهيد شد و يك نفر باقى نمىماند » « 1 » ! عرض كردند : سپاس خدايى را كه ما را به يارى تو تكريم فرمود و شرافت شهادت در ركاب تو را نصيبمان كرد . اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! آيا خرسند نباشيم كه با تو در درجهء تو باشيم ؟ ! امام عليه السّلام فرمود : « خدا همهء شما را پاداش نيك دهد » « 2 » . و آنان را دعا كرد . چون صبح فرا رسيد امام عليه السّلام و همهء آنان به شهادت رسيدند . پس قاسم بن الحسن عليه السّلام به امام عليه السّلام عرض كرد : آيا من نيز كشته مىشوم ؟ امام عليه السّلام بر او مهر ورزيد و فرمود : فرزندم ! « مرگ نزد تو چگونه است » « 3 » ؟ عرض كرد : عمو جان ! شيرين‌تر از عسل ! فرمود : « آرى به خدا عمويت فدايت باد ، تو نيز از كسانى هستى كه - پس از گرفتارى بزرگى - در ركابم به شهادت مىرسى و فرزندم عبد اللّه نيز » « 4 » ! عرض كرد : عمو جان ! آيا آنان به زنان هم حمله مىكنند كه عبد اللّه شيرخوار نيز كشته مىشود ؟ ! فرمود : « عمويت فدايت باد ، عبد اللّه وقتى كشته مىشود كه من ( در ميدان كارزار ) از تشنگى بىتابم و به خيام بر مىگردم تا آبى و شيرى پيدا كنم ، ولى هرگز نمىيابم . در اين هنگام مىگويم : فرزندم را بياوريد تا از ( بوسهء ) كام او بنوشم . او را آورده بر دو دستم نهند و من او را نزديك لبان خود مىكنم كه ناگاه فاسقى تيرى مىافكند و گلوى او را مىشكافد . او دست و پا مىزند و خونش در دستانم جارى است كه او را به آسمان بر آورده مىگويم :
هامش
( 1 ) يا قوم انّي فى غد أقتل و تقتلون كلّكم معي و لا يبقى منكم واحد . ( 2 ) جزاكم اللّه خيرا . ( 3 ) يا بنيّ كيف الموت عندك . ( 4 ) أي و اللّه فداك عمّك انّك لاحد من يقتل من الرّجال معي بعد أن تبلوا ببلاء عظيم و ابني عبد اللّه .
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 450 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى