تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
امام عليه السّلام فرمود : « پناه به خدا از آنكه هرگز به فرمان ابن مرجانه درآيم » « 1 » . عمر سعد نامه به ابن زياد نوشت تا ميان امام عليه السّلام و او سازش دهد . ابن زياد چون نامه را خواند گفت : اين نامهء كسى است كه خير امير خود خواهد . لكن شمر بن ذى الجوشن گفت : آيا اين پيشنهاد را مىپذيرى ؟ با اينكه حسين عليه السّلام در سرزمين تو در دسترس است ؟ اگر او از اينجا كوچ كند يقينا نيرومندتر خواهد شد و تو ناتوان‌تر . ابن زياد گفت : چه خوب گفتى : نظر من نظر توست سپس به عمر سعد نوشت : من تو را به سوى حسين نفرستادم كه از او دست بردارى . بنگر اگر حسين و اصحابش به فرمان يزيد در آمدند آنان را سالم نزد من بفرست . و گرنه بر آنان بتاز تا همه را كشته ، قطعه‌قطعه كنى كه سزاوارند ، چون حسين كشته شد سينه و پشت او را پايمال اسبان ساز و اگر چنين نمىكنى بىدرنگ خود را از كار و سپاه ما كنار بكش و فرماندهى را به شمر بسپار كه ما دستور خود را به او داده‌ايم .

امان‌نامه براى فرزندان امّ البنين و پاسخ آن

[ 352 ] - 177 - عبد اللّه بن ابو محلّ بن حزام برخاسته ( به ابن زياد ) گفت : فرزندان خواهر ما با حسين عليه السّلام‌اند . چنانچه امان نامه‌اى براى ايشان بنويسى بر ما منّت نهاده‌اى . عبيد اللّه بن زياد پذيرفت . عبد اللّه از جانب ابن زياد امان نامه‌اى براى عبّاس عليه السّلام ، جعفر و عثمان فرزندان ام البنين نوشت . غلام عبد اللّه امان‌نامه را ( آورده ) به ايشان ارائه داد . آنان فرمودند : براى ما امان خدا از امان ابن زياد بهتر است . نيز شمر بن ذى الجوشن آمد تا در برابر لشكرگاه امام عليه السّلام ايستاد و با صداى بلند فرياد زد : فرزندان خواهر ما عبد اللّه و جعفر و عبّاس بن علىّ بن ابى طالب عليه السّلام كجايند ؟ امام عليه السّلام فرمود : « به او اگر چه فاسق است پاسخ دهيد كه او از دايىهاى شماست » « 2 » . آنان ( پيش آمده ) ندايش كردند : چه مىخواهى ؟ گفت : فرزندان خواهر ! شما در امانيد ، خود را با برادر خود حسين عليه السّلام به كشتن ندهيد و به فرمان يزيد درآييد !
هامش
( 1 ) معاذ اللّه ان انزل على حكم ابن مرجانة ابدا . ( 2 ) أجيبوه و ان كان فاسقا فإنّه من أخوالكم .