تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
تو مىدهم » « 1 » . گفت : بر زن و بچّه‌هايم مىترسم . فرمود : « من سلامت ايشان را تضمين مىكنم » « 2 » . عمر سعد ديگر خاموش ماند و چيزى نگفت . پس امام عليه السّلام ( چون اتمام حجّت خود را در او كارگر نديد ) از او رو برگرداند و فرمود : « تو را چيست ! خدا به زودى بر بسترت بكشد و در روز حشر و نشرت نيامرزد ! به خدا سوگند اميدوارم از گندم عراق ( رى ) جز اندكى نخورى » « 3 » . ابن سعد ( با استهزا ) گفت : بجاى گندم جو مىخورم . و روايت شده كه امام عليه السّلام به عمر سعد فرمود : خوشبختانه تو پس از من از گندم رى جز اندكى نخورى . عمر سعد با استهزا گفت : اى ابا عبد اللّه ! بجاى گندم ، جو مىخورم . و به همان سان كه امام عليه السّلام فرمود رخ داد ، عمر سعد به رى نرسيده مختار او را كشت . [ 351 ] - 176 - ابو مخنف از هانى حضرمى كه شاهد شهادت امام عليه السّلام بوده نقل كرده كه گفت : امام عليه السّلام عمرو بن قرظة بن كعب انصارى را نزد عمر سعد فرستاد كه : « امشب ميان دو سپاه به ديدارم بيا » « 4 » . عمر سعد با بيست سواره بيرون آمد . و امام عليه السّلام نيز همچون او پيش آمد . چون با هم ديدار كردند امام عليه السّلام به همراهان خود فرمود تا دور شوند . عمر سعد نيز چنين كرد . ما خود را تا جايى كه صدا و سخن ايشان را نمىشنيديم دور كرديم . سخن آنان تا پاسى از شب طول كشيد سپس هر يك به سپاه خود برگشتند . مردم با خود پنداشتند كه امام عليه السّلام به عمر سعد پيشنهاد داد : « بيا هر دو سپاه را گذارده نزد يزيد برويم » « 5 » . عمر گفت : خانه‌ام ويران مىشود . فرمود : « خانه‌ات را مىسازم » « 6 » . گفت : اموالم را مىبرند . فرمود : « از
هامش
( 1 ) أنا أخلّف عليك خيرا منها من مالي بالحجاز . ( 2 ) أنا أضمن سلامتهم . ( 3 ) مالك ، ذبحك اللّه على فراشك سريعا عاجلا ، و لا غفر لك يوم حشرك و نشرك ، فو اللّه إنّي لأرجو أن لا تأكل من برّ العراق إلّا يسيرا . ( 4 ) أن القني اللّيل بين عسكري و عسكرك . ( 5 ) اخرج معي الى يزيد بن معاوية و ندع العسكرين . ( 6 ) أنا أبنيها لك .