تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
دلاورىام . سپس مردان بنى اسد يك به يك پيش آمده نود نفر به هم پيوستند و آهنگ يارى امام عليه السّلام را كردند . در اين وقت مردى از قبيلهء بيرون رفته خود را به عمر سعد رساند و او را از ماجرا آگاه كرد . ابن سعد أزرق را خواسته با چهارصد نفر سوار جنگجو به كمين آنان گسيل داشت . آنان چون در تاريكى شب رو به سوى لشكرگاه امام عليه السّلام آوردند در ساحل فرات - در حالى كه فاصلهء كمى با سپاه امام عليه السّلام داشتند - با اين گروه چهارصد نفرى ابن سعد روبرو شدند پس دو گروه با هم درگير شدند و نبرد سختى در گرفت . حبيب بن مظاهر به أزرق فرياد زد : واى بر تو با ما چه‌كار دارى ؟ برگرد و بگذار بوسيلهء ( كشتن ) ما شخص ديگرى جز تو بدبخت شود أزرق نپذيرفت و بنى اسد دانستند كه توان رويارويى با آنان را ندارند از اين رو پراكنده به سوى قبيلهء خويش برگشتند و از بيم شبيخون ابن سعد همان شب كوچ كردند و رفتند . حبيب بن مظاهر نيز نزد امام عليه السّلام آمده از آن رويداد گزارش داد . امام فرمود : « لا حول و لا قوّة إلّا باللّه » .

نفرين امام عليه السّلام بر عبد اللّه بن حصين

[ 347 ] - 172 - ابو مخنف از حميد بن مسلم أزدى نقل كرده كه گفت : عبيد اللّه بن زياد نامهء ديگرى به عمر سعد نوشت كه : ميان حسين عليه السّلام و يارانش با آب فرات جدايى انداز و مگذار يك قطره از آن بچشد . به همان سان كه با عثمان بن عفّان ! رفتار شد . عمر سعد پانصد جنگجوى سواره را به فرماندهى عمرو بن حجّاج بر شريعهء فرات گمارد . آنان حتّى يك قطره آب را از امام عليه السّلام و يارانش دريغ داشتند . اين رويداد سه روز قبل از شهادت امام عليه السّلام واقع شد . عبد اللّه بن حصين أزدى - كه مرگش در بجيله رخ داد - به رويارويى امام عليه السّلام آمده گفت : اى حسين ! آيا اين آب را نمىبينى كه همچون دل آسمان مىدرخشد ؟ ! به خدا سوگند يك قطره از آن نخواهى چشيد تا تشنه‌كام بميرى ! امام عليه السّلام فرمود : « خدايا ! او را از تشنگى بميران و او را هرگز نيامرز » « 1 » .
هامش
( 1 ) اللّهمّ اقتله عطشا ، و لا تغفر له أبدا .
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 429 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى