ابو مخنف گويد : امام عليه السّلام چون به كربلا رسيد فرمود : « بايستيد ، حركت نكنيد . به خدا سوگند اينجا خوابگاه شتران ما و فرودگاه كاروان ماست . در اينجا خونهاى ما را مىريزند و حريم ما را مىشكنند و اينجا محلّ قبرهاى ما و حشر و نشر ماست » « 1 » .
[ 338 ] - 163 - عبيد اللّه بن زياد به امام عليه السّلام نوشت : « امّا بعد اى حسين ! از ورودت به كربلا آگاه شدم .
أمير مؤمنان ! يزيد به من نوشته كه سر بر بستر نرم خود ننهم و از خوردنى سير نشوم تا تو را ( كشته و ) به لقاى لطيف خبير برسانم ، مگر آنكه به فرمان من و يزيد درآيى . و السّلام » .
امام عليه السّلام چون نامه را خواند آن را افكند و فرمود : « مردمى كه خشنودى خويش را بر خشنودى آفريدگار مقدّم دارند رستگار نخواهند شد » « 2 » .
فرستادهء ابن زياد گفت : ابا عبد اللّه ! پاسخ نامه چيست ؟ فرمود : « او نزد من پاسخى ندارد ، چرا كه عذاب الهى بر او حتمى شده است » « 3 » .
ابن زياد چون پاسخ امام عليه السّلام را شنيد بسيار خشمگين شد .
خريد اراضى نينوا
[ 339 ] - 164 - طريحى گويد : روايت شده كه : امام عليه السّلام اراضى را كه در آن قبر اوست از مردم نينوا و غاضريّه به شصت هزار درهم خريدارى كرد و آن را به ايشان صدقه داد و شرط فرمود تا ( عاشقانش را ) به قبرش رهنمون شوند و زائرانش را تا سه روز ميهمانى كنند « 4 » .
نامهء امام عليه السّلام به بزرگان كوفه
[ 340 ] - 165 - امام حسين عليه السّلام در كربلا فرود آمد و در برابر او حرّ بن يزيد رياحى با هزار اسب سوار
هامش
( 1 ) قفوا و لا تبرحوا ، هاهنا و اللّه مناخ ركابنا ، و هاهنا و اللّه محطّ رحالنا ، و هاهنا و اللّه تسفك دمائنا ، و هاهنا و اللّه يستباح حريمنا ، و هاهنا و اللّه محلّ قبورنا ، هاهنا و اللّه محشرنا و منشرنا .
( 2 ) لا أفلح قوم آثروا مرضاة انفسهم على مرضاة الخالق .
( 3 ) ما له عندي جواب ؛ لأنّه قد حقّت عليه كلمة العذاب .
( 4 ) اشتري النّواحى الّتى فيها قبره من أهل نينوى و الغاضريّة بستّين ألف درهم و تصدّق بها عليهم ، و شرط عليهم أن يرشدوا إلى قبره و يضيفوا من زاره ثلاثة أيّام .