خواهد بود » « 1 » .
سپس آذوقه را براى خانوادهء خود بردم و وصيّتشان كردم و به قصد پيوستن به حسين عليه السّلام بيرون آمدم كه ( در راه ) سماعة بن زيد مرا ديده از شهادت حضرت عليه السّلام خبرم داد و من نيز برگشتم .
[ 328 ] - 153 - سپس امام عليه السّلام - در حالى كه حرّ در تعقيب او همراهش بود - به اقساس مالك و از آنجا به رهيمه رهسپار شد - برخى گويند : امام عليه السّلام با عمرو بن لوذان - كه در منزل عقبه نامش به ميان آمد - در اينجا ديدار فرمود .
و از رهيمه نيز كوچ فرموده پيوسته رفت تا به قصر بنى مقاتل درآمد .
قصر بنى مقاتل
[ 329 ] - 154 - پس ناگاه خيمهاى افراشته و نيزهاى كوبيده و شمشيرى آويزان و اسبى به آخور بسته ديدند . امام عليه السّلام پرسيد : « اين خيمه از كيست » « 2 » ؟
گفتند : عبيد اللّه بن حرّ جعفى .
امام عليه السّلام ، حجّاج بن مسروق جعفى را نزد او فرستاد حجّاج به خيمهء ابن حرّ درآمده سلام كرد . او پاسخ داد و پرسيد : پشت سرت كيست ؟
حجّاج گفت : خدا پشت سرم است ، اى پسر حرّ ! به خدا سوگند اگر پذيرا باشى خدا كرامتى هديهات كرده است .
گفت : آن چيست ؟
گفت : اين حسين بن على عليهما السّلام است كه تو را به يارى خود فرا مىخواند . اگر پيشاپيش او ( با دشمنانش ) بستيزى پاداش نيك مىبرى و اگر بميرى به فوز شهادت مىرسى .
عبيد اللّه گفت : من از كوفه بيرون نشدم مگر از بيم آنكه حسين بن على عليهما السّلام به آنجا
هامش
( 1 ) إنّ بيني و بين القوم موعدا أكره أن أخلفهم ، فان يدفع اللّه عنّا فقديما ما أنعم علينا و كفى ، و ان يكن ما لا بدّ منه ففوز و شهادة ان شاء اللّه .
( 2 ) لمن هذا الفسطاط ؟