اسلام از اين مدّعيان دروغين كسانى كه در ميان شما با دشمن و تجاوز رفتار مىكنند سزاوارتريم اگر به خدا توكّل كنيد و حق را براى صاحبانش بشناسيد اين موجب خشنودى خدا خواهد بود . و اگر از ما ناخرسنديد و حق ما را نمىشناسيد و رأى شما بر خلاف نوشتهء نامهها و گفتهء فرستادههاى شماست برمىگردم » « 1 » .
حرّ گفت : ابا عبد اللّه ! ما از اين نامهها و فرستادهها خبر نداريم .
امام عليه السّلام به غلام خود عقبة بن سمعان فرمود : « عقبه ! آن خورجين نامهها را بياور » « 2 » .
عقبه نامههاى شاميان و كوفيان را آورده ، پيش روى آنان ريخت و كنار كشيد .
آنان پيش آمده به عناوين نامهها نگاه مىكردند و دور مىشدند . حرّ عرض كرد :
ابا عبد اللّه ! ما از آنان كه براى شما نامه نوشتهاند نيستيم . ما مأموريم اگر با تو ملاقات كرديم از تو جدا نشويم تا نزد امير خود عبيد اللّه ببريم .
امام عليه السّلام تبسّمى كرد و فرمود : « اى حرّ ! آيا نمىدانى كه مرگ تو زودتر از آن رخ خواهد داد » « 3 » .
[ 321 ] - 146 - امام عليه السّلام رو به ياران خود كرد و فرمود : « بانوان ( و كودكان ) را سوار كنيد تا ببينيم اين و يارانش چه مىكنند » « 4 » .
راوى گويد : اصحاب حسين عليه السّلام ( نيز ) سوار شدند و ( به راه افتاده ) بانوان ( و كودكان ) را در پيش روى خود حركت دادند در اين هنگام سواران كوفه پيش آمده راه را بر آنان بستند ، امام عليه السّلام دست به شمشير خود برد و به حرّ ندا داد : « مادرت به عزايت بنشيند چه
هامش
( 1 ) أيّها النّاس ! أنا ابن بنت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و نحن أولى بولاية هذه الأمور عليكم من هؤلاء المدّعين ما ليس لهم و السّائرين فيكم بالظّلم و العدوان ، فإن تثقوا باللّه و تعرفوا الحقّ لأهله فيكون ذلك للّه رضى ، و إن كرهتمونا و جهلتم حقّنا و كان رأيكم على خلاف ما جاءت به كتبكم و قدمت به رسلكم انصرفت عنكم .
( 2 ) يا عقبة ! هات الخرجين الّذين فيهما الكتب .
( 3 ) أو تعلم أنّ الموت أدنى إليك من ذلك .
( 4 ) احملوا النّساء ليركبوا حتّى ننظر ما الّذي يصنع هذا و أصحابه .