سوگند اگر دنيا براى ما ابدى گردد ، مگر كه در راه يارى شما از آن جدا شويم ، قيام در ركاب تو را بر ماندن در آن ترجيح مىدهيم . امام براى او دعا فرمود و به نيكى ياد كرد .
و ابن شعبه حرّانى اين اضافه را آورده است : « حقّا كه مردم بندگان دنيايند و دين ناچيزى بىجان بر زبانشان است كه بر گردش تا آنجا حلقه مىزنند كه دنياشان در فراخ باشد و هرگاه با بلا آزموده شوند دينداران اندك گردند » « 1 » .
[ 319 ] - 144 - امام عليه السّلام به خيمه در آمد و اصحابش نزد او گرد آمدند . حر نيز به جاى خود برگشته با گروهى از ياران خود به خيمهاى كه برايش مهيّا كرده بودند در آمد و سپاهش بار ديگر صف آراست ، سپس هر يك عنان اسب خود را گرفته در سايه آن نشست . وقت نماز عصر امام عليه السّلام فرمود تا آمادهء كوچ شوند و منادى نداى نماز عصر كند . حضرت عليه السّلام پيش ايستاد و همچنان نماز عصر را به جا آورد . پس از نماز باز رو به آنان كرده حمد و ثناى خداوند گفت و فرمود : « امّا بعد . هان اى مردم ! اگر از خدا بترسيد و حق را از آن صاحبانش بدانيد اين نزد خدا پسنديدهتر است . ما خاندان [ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ] به امامت جهان اسلام از اين مدعيان دروغين كه با ستم و تجاوز در ميان شما رفتار مىكنند سزاوارتريم . اگر ناخرسنديد و حق را نمىشناسيد و رأى شما جز آن است كه در نوشتههاى خود آوردهايد و فرستادهها مىگفتند ، بر مىگردم » « 2 » .
[ 320 ] - 145 - در روايتى آمده است : وقت نماز عصر شد . امام عليه السّلام مؤذن خود را فرمود و او اذان و اقامه گفت امام عليه السّلام پيش ايستاد و با هر دو سپاه نماز گزارد چون تمام كرد ايستاد و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : « هان اى مردم ! من فرزند دخت پيامبرم ما به امامت جهان
هامش
( 1 ) انّ النّاس عبيد الدّنيا و الدّين لعق على ألسنتهم يحوطونه ما درّت معايشهم فاذا محّصوا بالبلاء قلّ الدّيّانون .
( 2 ) أمّا بعد ، أيّها النّاس فانّكم ان تتّقوا و تعرفوا الحقّ لاهله يكن ارضى للّه ، و نحن اهل بيت اولى بولاية هذا الأمر عليكم من هؤلاء المدّعين ما ليس لهم و السّائرين فيكم بالجور و العدوان ، و ان أنتم كرهتمونا و جهلتم حقّا ، و كان رأيكم الآن غير ما اتتنى كتبكم و قدمت به علىّ رسلكم انصرفت عنكم .