« شما اى سوارهاى كه در سفرى دشوار بر شتر نيرومند خود سوارى و سپيده دمان از ديار خود كوچ مىكنى .
به قريش برسان - با اينكه ديدار در آن به درازا كشيده است - ميان من و حسين ، خدا و خويشاوندى است . در آستانهء آن خانه ( و خاندان ) جايى است كه عهد الهى آن را ستوده و پيمانهاى كاملش انجام گرفته است .
شما مردم خود را با فخرى كه به مادر خود داريد بىنياز ساختهايد ، مادرى كه به جانم سوگند پارسا و نيكوكار و بزرگوار است .
او كسى است كه به افق فضيلتش هيچ كس نرسد . همه مىدانند كه او دختر پيامبر و بهترين مردم است . فضيلت او فضيلت شماست و ديگران توسّط دوران ( سعادتمندانهء ) شما بخشى از آن دارند .
بىهيچ دروغى من براستى إعلام ( و اخطار ) مىكنم و والاتباران احيانا راست مىگويند و مىشكنند كه به زودى ( عقوبت ) آنچه به آن فرا مىخوانيد دامنگيرتان شود ، كشتههايى ( خواهيد شد ) كه عقابها و كركسها خرامان به سويتان آيند .
شما اى خويشان ما ! جنگى را كه خاموش است برنيفروزيد ( بياييد ) به ريسمانهاى نيكى ( و سازش ) چنگ زنيد . كه جنگ ، امّتهاى پيشين را فريفت و به هلاكت رساند .
به مردم خود خدمت كنيد و براى رياست نابود نشويد چه بسا رياست خواهى كه پيش افتادنش او را به زمين زد » .
مردم مدينه اشعار را ديده آن را خدمت امام حسين عليه السّلام آوردند . امام عليه السّلام چون آن را ديد و دانست كه از يزيد بن معاويه است در پاسخ ( اين آيه را ) نوشت :
« به نام خداوند بخشندهء مهربان . ( اى پيامبر ! ) اگر تو را تكذيب كنند ( دلتنگ مشو ) بگو عمل من براى من و عمل شما از آن شماست . شما برى از كردار منيد ، من بيزار از كردار شما » « 1 » . و السّلام .
هامش
( 1 ) بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، فإن كذّبوك فقل لي عملي و لكم عملكم انتم بريئون ممّا اعمل و أنا بريء ممّا تعملون و السّلام .