[ 275 ] - 100 - سپس اين سخن را فرمود :
« حقّا كه بردبارى ، زيور جان است ، وفاى به عهد جوانمردى است ، ( پيوند با خدا و اوليا ) وسيلهء خوشحالى ، خود برتر بينى گزافه پندارى ، شتابورزى بىخردى است و بىخردى ناتوانى ، زيادهروى گرداب نابودى ، همنشينى پست همّتان شرّ و همنشينى تبهكاران شكّآور است » « 1 » .
[ 276 ] - 101 - روايت شده كه مردم دسته جمعى نزد امام عليه السّلام آمده عرض كردند : ابا عبد اللّه ! اى كاش پيش افتاده نماز مىگزاردى و آنان را در منزل خود فرود مىآوردى ! چون مؤذّن ( اذان و اقامه ) نماز را انجام داد عمرو بن سعيد پيش افتاد و تكبير نماز را گفت . به امام عليه السّلام عرض شد : ابا عبد اللّه ! اكنون كه نخواستى پيش بيفتى پس بيرون شو .
فرمود : « نماز را در جماعت خواندن بهتر است » « 2 » . پس نماز گزارد و بيرون رفت .
[ 277 ] - 102 - سيّد بن طاووس از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : محمّد بن حنفيّه در آن شبى كه امام حسين عليه السّلام در فرداى آن آهنگ مكّه را داشت نزد او آمده عرض كرد : برادر جان ! تو از نيرنگ كوفيان در حقّ پدر و برادر خود آگاهى . نگرانم كه سرانجام تو نيز مانند آنان شود .
اگر نظرتان باشد در مكّه بمان كه در اينجا عزيزتر و محفوظترى .
فرمود : « برادر ! نگرانم يزيد بن معاويه خونم را در حرم بريزد و به اين سبب حرمت اين خانه بشكند » « 3 » .
هامش
اجور الصّابرين لن تشذّ عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لحمته ، و هى مجموعة له فى حظيرة القدس ، تقرّبهم عينه و ينجز بهم وعده من كان باذلا فينا مهجته ، و موطّئا على لقاء اللّه نفسه فليرحل معنا فانّى راحل مصبحا ان شاء اللّه تعالى .
( 1 ) انّ الحلم زينة ، و الوفاء مروءة ، و الصّلة نعمة ، و الاستكبار صلف ، و العجلة سفه ، و السّفه ضعف ، و الغلوّ ورطة ، و مجالسة اهل الدّناءة شرّ ، و مجالسة اهل الفسق ريبة .
( 2 ) الصّلاة فى الجماعة أفضل .
( 3 ) يا اخي قد خفت ان يغتالني يزيد بن معاوية فى الحرم ، فاكون الّذي يستباح به حرمة هذا البيت .