كه ميان من و حرم به اندازهء كشيدن دو دست فاصله باشد برايم محبوبتر است تا كشته شوم و اين فاصله يك وجب باشد . به خدا سوگند اگر در ديار طفّ كشته شوم برايم محبوبتر است تا در حرم به قتل برسم » « 1 » .
ديدار او با أوزاعى
[ 271 ] - 96 - طبرى از أوزاعى نقل كرده كه گفت : شنيدم امام حسين عليه السّلام رهسپار عراق شده است .
آهنگ مكّه كرده در راه به او برخوردم . چون مرا ديد خوشامد گفته ، فرمود : « أوزاعى ! خوش آمدى ! آمدهاى تا مرا از اين سفر - كه خدا جز آن را نخواهد - بازدارى ؟ ! ( بدان ) از اين لحظه تا دوشنبه مرگ من رخ خواهد داد » « 2 » .
من در شمار روزها كوشيدم همان سان كه فرموده بود رخ داد .
پاسخ او به اشعار يزيد
[ 272 ] - 97 - ابن عساكر گويد : عمره دختر عبد الرحمن به امام عليه السّلام نامه نوشت و آنچه را آهنگ فرموده بود ، دشوار جلوه داد و خواست تا ( از يزيد ) پيروى كرده با مردم همراه شود و خبر داد كه ( در صورت نافرمانى ) قطعا به سوى مرگ رانده مىشود و مىگفت : گواه باش كه عايشه به من گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده كه فرمود : حسين عليه السّلام در سرزمين بابل كشته مىشود . امام چون نامه او را خواند فرمود : « پس بناچار به قتلگاه خود بايد رو كنم » « 3 » .
[ 273 ] - 98 - يزيد بن معاويه از شام نامهاى به مردم مدينه - از قريش و بنى هاشم - پيك كرد كه متضمّن اين اشعار بود :
هامش
( 1 ) إنّ هذا يقول لي كن حماما من حمام الحرم ، و لأن أقتل و بيني و بين الحرم باع أحبّ إليّ من أن اقتل و بيني و بينه شبر ، و لأن اقتل بالطّفّ أحبّ إليّ من أن أقتل بالحرم .
( 2 ) مرحبا بك يا اوزاعي ، جئت تنهاني عن المسير ، و يأبى اللّه إلّا ذلك ، انّ من هاهنا الى يوم الاثنين منيّتي .
( 3 ) فلا بدّ لي إذا من مصرعي .