به عراق مىروى ؟
فرمود : ابن زبير ! « اگر در كنار فرات دفنم كنند برايم محبوبتر است تا در آستانهء كعبه به خاكم بسپارند » « 1 » .
[ 270 ] - 95 - عبد اللّه بن عبّاس و عبد اللّه بن زبير خدمت امام عليه السّلام رسيده اندرز دادند كه ( از مكّه ) بيرون نرود .
فرمود : « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من دستورى داده كه رهسپار آنم » « 2 » .
ابن عبّاس ( متوجّه ماجرا شده ) واحسيناهگويان بيرون آمد .
سپس عبد اللّه بن عمر آمده اندرز داد كه با گمراهان سازش كند و از كشت و كشتار بيم داد .
امام عليه السّلام فرمود : « ابا عبد الرّحمن ! آيا نمىدانى كه از نشانههاى پستى دنيا بر خدا اين است كه سر بريده يحيى بن زكريّا را براى زنى روسپى از بنى اسرائيل به ارمغان بردند ؟ ! آيا نمىدانى كه بنى اسرائيل از سپيدهء فجر تا طلوع آفتاب هفتاد پيامبر را مىكشتند سپس در بازارهاى خود نشسته به خريدوفروش مىپرداختند آنچنان كه گويى هيچ نكردهاند ؟ ! خدا نيز در عذاب آنان شتاب نفرمود ، بلكه مهلت داد و سپس با صلابت و اقتدار آنان را گرفت ، اى ابا عبد الرّحمن ! از خدا بترس و از يارى من دست نكش » « 3 » .
ابن قولويه ، از ابو سعيد عقيصا نقل كرده كه گفت : از حسين بن على عليهما السّلام - كه عبد اللّه ابن زبير با او تنها شده رازى طولانى داشت - شنيدم در حالى كه رو به مردم داشت فرمود :
« اين شخص مىگويد : كبوترى از كبوتران حرم باش ، به خدا سوگند اگر كشته شوم در حالى
هامش
( 1 ) لأن أدفن بشاطئ الفرات احبّ إلىّ من ان ادفن بفناء الكعبة .
( 2 ) إنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قد أمرني بأمر و أنا ماض فيه .
( 3 ) يا أبا عبد الرّحمن ، أمّا علمت أنّ من هوان الدّنيا على اللّه تعالى أنّ رأس يحيى بن زكريّا اهدي إلى بغيّ من بغايا بني إسرائيل ، أما تعلم أنّ بني إسرائيل كانوا يقتلون ما بين طلوع الفجر إلى طلوع الشّمس سبعين نبيّا ، ثمّ يجلسون في أسواقهم يبيعون و يشترون كأن لم يصنعوا شيئا ، فلم يعجّل اللّه عليهم بل أمهلهم و أخذهم بعد ذلك أخذ عزيز ذي انتقام ، اتّق اللّه يا أبا عبد الرّحمن و لا تدع نصرتي .