سپس اصحاب خود را كه مىخواستند همراه او باشند گرد آورده رهسپار عراق شد و به هر يك ده دينار و يك شتر داد تا توشه و بارش را بردارد .
آهنگ خروج از مكّه و خطبهء او
چون خواست از مكّه رهسپار شود ، خانه خدا را طواف كرد و سعى ( ميان مروه و صفا را ) انجام داد و از احرام بيرون آمد و ( بدين گونه ) حجّ خود را تبديل به عمره كرد ، زيرا از بيم دستگيرى نمىتوانست حجّ خود را به پايان رساند .
[ 274 ] - 99 - امام حسين عليه السّلام چون خواست از مكّه رهسپار عراق گردد به سخن ايستاد و فرمود :
« همهء ستايشها از آن خداست ، آنچه او خواهد ( پديد آيد ) و جز به او هيچ توانى نيست .
مرگ همچون گردن بند دختران ، آويزهء گلوى بنى آدم است و من چونان اشتياق يعقوب به يوسف ، ديدار گذشتگان خود را چه مشتاقم ! و شهادت گاهى برايم گزيدهاند كه ( ناچار ) آن را ديدار كنم . گويا گرگهاى حريص دشتهاى نواويس و كربلا را مىبينم كه بند بند جسمم را از هم گسسته شكمبههاى تهى و مشكهاى خالى خود را از آن انباشته كنند . از آنچه با قلم تقدير الهى رقم خورده ، گريزى نيست خشنودى خدا خشنودى ما خاندان پيامبر است بر بلاى او شكيباييم كه او پاداش كامل صابران را به ما عطا كند . ذريّهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از او جدا نخواهد شد . آنان در حريم قدس كبريايى نزد او گرد آيند ، چشم او به ديدارشان روشن شود و وعدهء خود را در حقّشان وفا كند .
هر كس خون خويش را در راه ما ( كه راه خداست ) مىبخشد و خود را آمادهء ديدار خدا كرده است ، با ما رهسپار شود كه من - به خواست خدا - فردا رهسپارم » « 1 » .
هامش
( 1 ) الحمد للّه و ما شاء اللّه ، و لا قوّة الّا باللّه ، [ و صلّى اللّه على رسوله ] ، خطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة ، و ما اولهنى الى اسلافي اشتياق يعقوب الى يوسف ، و خيّر لي مصرع أنا لاقيه كأنّي اوصالي يتقطّعها عسلان الفلوات بين النّواويس و كربلاء فيملأنّ منّي اكراشا جوفا و أجربة سغبا ، لا محيص عن يوم خطّ بالقلم ، رضى اللّه رضانا اهل البيت ، نصبر على بلائه و يوفّينا