تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
نزد او - كه در مكّه بود - رفته پس از حمد و ثناى الهى عرض كردم : امّا بعد : پسر عمو جان ! من خدمت شما رسيده‌ام تا از روى اندرز ، مطلبى گويم . اگر مرا خيرخواه خود مىبينى عرض كنم و گرنه دست بردارم . امام عليه السّلام فرمود : « بگو به خدا كه من تو را بدانديش نمىدانم و اندرزت ناپسند نيست » « 1 » . عرض كردم : شنيده‌ام رهسپار عراقى . من دلم مىسوزد ، تو به ديارى مىروى كه در آن كارگزاران و اميرانش با أموال عمومى ( و پولهاى كلانى ) كه در اختيارشان است حاكم‌اند و مردم نيز بردگان اين درهم و دينارند . نگرانم كسانى كه وعدهء يارى به تو داده‌اند و تو نيز برايشان محبوب‌ترى ، با دشمنان به جنگ تو آيند . امام عليه السّلام فرمود : « اى پسر عمو ! خدا پاداش نيكت دهد ! به خدا سوگند ، مىدانم رفتارت خيرخواهانه و سخنت سنجيده است ، هر چه مقدّر شده رخ خواهد داد ، چه به نظر تو عمل كنم ، يا نه ، و تو نزد من پسنديده‌ترين پند ده و خيرخواه‌ترين اندرز گويى » « 2 » .

ديدار او با واقدى و زراره

[ 266 ] - 91 - طبرى از واقدى و زرارة بن صالح نقل كرده كه گفتند : سه شب پيش از آنكه امام حسين عليه السّلام رهسپار عراق شود ، به ديدار او رفته از سستى مردم كوفه و اينكه دلهايشان با تو و شمشيرهايشان بر توست ، به او خبر داديم . امام عليه السّلام با دست به آسمان اشاره كرده . درهاى آسمان گشود و فرشتگان بىشمارى كه كسى جز خدا شمارشان را نداند فرود آمدند ، امام عليه السّلام فرمود : « اگر چيزها « 3 » به هم نزديك نبودند ، و پاداشها از بين نمىرفت ، با اين فرشتگان به پيكار آنان مىرفتم ، ولى يقين دارم كه قتلگاه من و قتلگاه يارانم آنجاست و
هامش
( 1 ) قل فو اللّه ما أظنّك بسيّئ الرّأي ، و لا هو للقبيح من الأمر و الفعل . ( 2 ) جزاك اللّه خيرا يا بن عمّ ؛ فقد و اللّه علمت أنّك مشيت بنصح و تكلّمت بعقل ، و مهما يقض من أمر يكن ، أخذت برأيك أو تركته ، فأنت عندي أحمد مشير و أنصح ناصح . ( 3 ) شايد مراد از « تقارب الاشياء » نزديك بودن أجلها و مقدّرات الهى باشد .