تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
پهناور است و پدرت را در آن پيروانى است . تو در آنجا خود را دور از مردم نگه مىدارى و نامه نوشته با فرستاده‌هاى خود ( اينجا و آنجا ) مىفرستى بدين سان اميد است بىدردسر به خواستهء خود برسى . امام عليه السّلام فرمود : « اى پسر عمو ! مىدانم تو براستى خيرخواه و مهربانى ، ولى من تصميم خود را گرفته رهسپارم » « 1 » . ابن عبّاس عرض كرد : پس زنان و كودكان خود را مبر . به خدا سوگند من نگرانم كه كشته شوى . . . ابن عبّاس واحبيباگويان از نزد امام عليه السّلام بيرون آمد و در راه با ابن زبير برخورد كرده گفت : ابن زبير ! چشمت روشن ! اينك اين حسين بن على عليهما السّلام است كه رهسپار عراق است و تو را ( به آرزويت رسانده ) با حجاز تنها مىگذارد ! [ 263 ] - 88 - ابو جعفر طبرى ، با سند خود از ابن عبّاس نقل كرده كه گفت : نزد حسين عليه السّلام كه رهسپار عراق بود آمده عرض كردم : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! مرو . فرمود : « ابن عبّاس ! آيا نمىدانى كه اگر مرا از آن سرزمين بازدارى قتلگاه اصحاب من آنجاست » « 2 » ؟ ! عرض كردم : از كجا مىدانى ؟ فرمود : « به رازى كه به من سپردند و به دانشى كه به من دادند » « 3 » . [ 264 ] - 89 - در برخى نوشته‌ها آمده است : ابن عبّاس نزد امام عليه السّلام آمده با او به سخن پرداخت تا اينكه اندرز داد در فرمان يزيد و سازش بنى اميّه درآيد . امام عليه السّلام فرمود : « هيهات هيهات ! اى ابن عبّاس ! آنان دست از من برندارند هر جا باشم مرا بجويند تا با ناخوشايندى بيعتشان كنم و مرا بكشند . به خدا سوگند آنان - همچون يهود كه در روز شنبه ستم كردند - بر من ستم كنند و من در فرمان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به همان سان
هامش
( 1 ) يا بن عمّ ؛ إنّي و اللّه لأعلم أنّك ناصح مشفق ، و لكنّي أزمعت و أجمعت على المسير ! . ( 2 ) يا بن عبّاس أما علمت ان منعتنى من هناك فإنّ مصارع أصحابى هناك . ( 3 ) بسرّ سرّه لي و علم اعطيته .