كه فرمود خواهم بود ، و ما از آن خداييم و به سوى او بازمىگرديم » « 1 » .
عرض كرد : اى پسر عمو ! به من گفتهاند كه آهنگ عراق دارى با اينكه آنان نيرنگبازند ، آنان تو را به جنگ مىخوانند شتاب مكن و در مكّه بمان .
فرمود : « به خدا سوگند اگر در چنين و چنان جايى كشته شوم برايم محبوبتر است تا حرمت مكّه شكسته شود . اين نامهها و فرستادههاى كوفيان است ، بر من است كه آنان را پاسخ گويم تا حجّت خداوندى بر آنان تمام شود » « 2 » .
ابن عبّاس سخت بگريست و سوگوارانه نداى وا حسيناه و وا أسفا سر داد .
در كتاب مهج الاحزان و ناسخ آمده است : ابن عبّاس بسيار اصرار داشت كه امام عليه السّلام از سفر به كوفه بازايستد ، امام عليه السّلام براى آرام كردن او به قرآن تفأّل زد و اين آيه آمد : هر كسى مرگ را خواهد چشيد و محقّقا همهء شما كاملا به مزد أعمال خود خواهيد رسيد « 3 » و فرمود : « ما از آن خداييم و به سوى او بازمىگرديم . خدا و پيامبرش راست فرمود » « 4 » .
سپس فرمود : « ابن عبّاس ! ديگر اصرار مكن كه قضاى خداى مقتدر و با شكوه برگشت ندارد » « 5 » .
ديدار او با عمر بن عبد الرّحمن
[ 265 ] - 90 - عمر بن عبد الرّحمن مخزومى مىگويد : چون امام آماده شد تا رهسپار عراق گردد ،
هامش
( 1 ) هيهات هيهات يا ابن عبّاس انّ القوم لن يتركوني و انّهم يطلبونني اين كنت حتّى ابايعهم كرها و يقتلوني ، و اللّه انّهم ليعتدون عليّ كما اعتدت اليهود في يوم السّبت ، و انّي ماض في أمر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حيث امرني ، و انّا للّه و إنّا اليه راجعون .
( 2 ) لإن أقتل و اللّه به مكان كذا احبّ إليّ من أن استحلّ بمكّة ، و هذه كتب اهل الكوفة و رسلهم و قد وجب عليّ اجابتهم و قام لهم العذر علىّ عند اللّه سبحانه .
( 3 )كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْآل عمران : 185 .
( 4 ) إنّا للّه و إنّا اليه راجعون صدق اللّه و رسوله .
( 5 ) يا ابن عباس فلا تلحّ عليّ بعد هذا فإنّه لا مردّ لقضاء اللّه عزّ و جلّ .