محمّد مشهور به ابى حنفيّه است . حسين براستى شهادت مىدهد كه هيچ معبود بحقّى جز خداى يگانه بىانباز نيست و محمّد صلّى اللّه عليه و آله بنده و پيامبر اوست كه حقّ را از جانب حقّ آورده است . بهشت و دوزخ حقّ است و قيامت - بىهيچ ترديدى - خواهد آمد و خدا هر كه را در قبرهاست برانگيزد .
من از روى هوس و سركشى و تبهكارى و ستمگرى قيام نكردم ، تنها به انگيزهء سامانبخشى در امّت جدّم برخاستم ، مىخواهم به نيكيها فرمان دهم و از بديها بازدارم و روش جدّ خود صلّى اللّه عليه و آله و پدرم على بن ابى طالب عليه السّلام را دنبال كنم .
هر كس دعوت مرا از آن رو كه حقّ است پذيرفت خدا به حقّ نزديكتر است ( و پاداشش با اوست ) و هر كس دعوت مرا نپذيرفت صبر مىكنم تا خدا ميان من و اين مردم بحقّ داورى كند كه او بهترين داوران است .
برادرم ! اين وصيّتم به توست و توفيق من جز از خدا نيست بر او توكّل دارم و بازگشتم به سوى اوست » « 1 » .
سپس نامه را پايان برده ، مهر زد و به برادرش محمّد سپرد و با او خداحافظى كرد و در دل شب ( از مدينه ) خارج شد .
[ 237 ] - 62 - محمّد بن عمر گويد : از پدرم عمر بن علىّ بن ابى طالب عليه السّلام - كه با دايىهايم آل عقيل سخن مىگفت - شنيدم گفت . چون برادرم - حسين عليه السّلام - در مدينه از بيعت با يزيد
هامش
( 1 ) بسم اللّه الرّحمن الرّحيم هذا ما أوصى به الحسين بن علىّ بن أبي طالب إلى أخيه محمّد المعروف بابن الحنفيّة : أنّ الحسين يشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له ، و أنّ محمّدا عبده و رسوله ، جاء بالحقّ من عند الحقّ ، و أنّ الجنّة و النّار حقّ ، و أنّ السّاعة آتية لا ريب فيها ، و أنّ اللّه يبعث من في القبور ، و أنّي لم أخرج أشرا ، و لا بطرا ، و لا مفسدا ، و لا ظالما ، و إنّما خرجت لطلب الاصلاح في أمّة جدّي صلّى اللّه عليه و آله ، اريد أن آمر بالمعروف أنهى عن المنكر ، و أسير بسيرة جدّي و أبي علىّ بن أبي طالب عليه السّلام ، فمن قبلني بقبول الحقّ فاللّه أولى بالحقّ ، و من ردّ علىّ هذا أصبر حتّى يقضي اللّه بيني و بين القوم بالحقّ و هو خير الحاكمين ، و هذه وصيّتى يا أخي اليك و ما توفيقي إلّا باللّه عليه توكّلت .
و إليه انيب .