تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
سپس به جانب كربلا اشاره فرموده زمين فرو رفت تا آنجا كه مرقد و مدفن و جايگاه سپاهيان خود و نيز محلّ توقف و شهادت خود را به او نماياند . امّ سلمه سخت گريست و او را به خدا سپرد . امام عليه السّلام فرمود : « مادر جان ! خواست خداى عزيز و با جلال است كه مرا از ظلم و عدوان ظالمان كشته و سر بريده و نيز خاندان و خويشان و زنان مرا ( از ديار خود ) رانده و دور افتاده و هم كودكانم را سر بريده و ستمديده و در زنجير اسارت گرفتار - كه فرياد رس مىخواهند و يار و ياورى نمىيابند - ببيند » « 1 » . در روايت ديگرى آمده است : امّ سلمه گفت : نزد من تربتى است كه جدّت ( رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ) در شيشه‌اى آن را به من سپرد . امام عليه السّلام فرمود : « به خدا سوگند من اين چنين كشته خواهم شد و اگر به عراق نروم باز مرا مىكشند » « 2 » ، سپس خاكى گرفته آن را در شيشه‌اى به امّ سلمه داد و فرمود : « آن را نزد شيشه جدّم بگذار ، هرگاه از خون جوشيدند بدان كه مرا كشته‌اند » « 3 » . [ 239 ] - 64 - از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه فرمود : چون حسين عليه السّلام آهنگ عراق كرد امّ سلمه - كه او را بزرگ كرده بيش از هر كسى دوست مىداشت و دلسوزى مىكرد و تربتش را در شيشه‌اى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او سپرده بود نزد خود داشت - امام عليه السّلام را خواسته به او گفت : فرزندم ! مىخواهى به روى ؟ فرمود : مادر جان ! مىخواهم به عراق بروم . گفت : تو را به خدا نرو . فرمود : چرا مادرم ! گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم فرمود : فرزندم حسين در ديار عراق كشته
هامش
الّذي اقتل فيه ، و أعرف من يقتلني ، و أعرف البقعة الّتي ادفن فيها ، و إنّي أعرف من يقتل من أهل بيتي و قرابتي و شيعتي ، و إن أردت يا أمّاه اريك حفرتي و مضجعي . ( 1 ) يا امّاه قد شاء اللّه عزّ و جلّ أن يراني مقتولا مذبوحا ظلما و عدوانا ، و قد شاء أن يرى حرمي و رهطي و نسائي مشرّدين ، و أطفالي مذبوحين مظلومين مأسورين مقيّدين ، و هم يستغيثون فلا يجدون ناصرا و لا معينا . ( 2 ) و اللّه إنّي مقتول كذلك ، و إن لم أخرج إلى العراق يقتلوني أيضا . ( 3 ) اجعليها مع قارورة جدّي فإذا فاضتا دما فاعلمي أنّي قد قتلت .