تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
خوددارى كرد نزد او رفته او را فارغ يافتم . عرض كردم : ابا عبد اللّه فدايت شوم برادرت أبو محمّد حسن عليه السّلام از پدر خود ( امير مؤمنان عليه السّلام ) برايم نقل فرمود : ( ناگاه بغض گلويم را فشرد و ) گريه مهلتم نداد و هق‌هق گريه‌ام بلند شد . حضرت عليه السّلام مرا به سينه چسبانيد و فرمود : « به تو فرموده : كه من كشته مىشوم ؟ » « 1 » عرض كردم : خدا نكند اى فرزند رسول خدا ! فرمود : تو را به حقّ پدرم سوگند آيا كشته شدن مرا به تو خبر داده است ؟ « 2 » عرض كردم : بله . پس چرا اقدام نفرمودى و بيعت نكردى ؟ فرمود : « پدرم برايم نقل كرد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را از شهادت خود و شهادت من آگاه فرموده است و خبر داده كه مرقد من نزديك مرقد پدرم خواهد بود - تو گمان دارى چيزى مىدانى كه من نمىدانم - و اينكه هرگز تن به خوارى و ذلّت نخواهم داد و اينكه ( مادرم ) فاطمه عليها السّلام از ظلم امّتش بر فرزندان او دادخواهانه با پدر خود ( رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ) ديدار خواهد كرد و كسى كه او را در فرزندانش بيازارد وارد بهشت نخواهد شد » « 3 » . [ 238 ] - 63 - امام حسين عليه السّلام چون خواست از مدينه بيرون رود امّ سلمه نزد او آمده ، عرض كرد : فرزندم با رفتن به عراق مرا محزون نكن . از جدّ تو ( رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ) شنيدم فرمود : فرزندم حسين در ديار عراق در سرزمينى به نام كربلا كشته خواهد شد . امام عليه السّلام فرمود : « مادر جان ! به خدا سوگند من نيز اين را مىدانم من به ناچار كشته خواهم شد گريزى نيست . به خدا سوگند آن روزى را كه در آن كشته مىشوم و نيز كسى كه مرا مىكشد و مكانى كه در آن دفن مىشوم همه را مىشناسم و نيز كسانى كه از خاندان و نزديكان و پيروانم كشته مىشوند مىشناسم . مادر جان ! اگر مايل باشى قبر و مرقد خود را به تو بنمايانم » « 4 » ؟ !
هامش
( 1 ) « حدّثك انّي مقتول » . ( 2 ) سألتك بحقّ أبيك بقتلى خبّرك ؟ ( 3 ) حدّثني ابى أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اخبره بقتله و قتلي ، و انّ تربتي تكون بقرب تربته ، فتظنّ انّك علمت ما لم اعلمه ، و انّه لا اعطى الدّنيّة من نفسى ابدا و لتلقينّ فاطمة اباها شاكية ما لقيت ذرّيّتها من امّته ، و لا يدخل الجنّة أحد اذاها في ذرّيّتها . ( 4 ) يا امّاه و أنا و اللّه أعلم ذلك ، و أنّي مقتول لا محالة ، و ليس لي من هذا بدّ ، و إنّي و اللّه لأعرف اليوم