تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
چون مردم فهميدند كه امام حسين عليه السّلام مىخواهد به كوفه برود ، عدّه‌اى ( در صدد بر آمدند ) او را از اين سفر بازدارند .

نامهء مسور بن مخرمه

[ 232 ] - 57 - ابن عساكر گويد : مسور بن مخرمه به امام عليه السّلام نوشت : مبادا فريب نامه‌هاى عراقيان را بخورى - با اينكه ابن زبير به تو مىگويد : به آنان ملحق شو كه تو را يارى خواهند كرد - مبادا از حرم جدا شوى . آنان اگر به تو نيازمندند با اشتران آماده به سوى تو خواهند آمد پس با نيرو و آمادگى ( از حرم ) بيرون مىروى . امام حسين عليه السّلام به او پاداش نيك داد و فرمود : « در اين باره از خدا خير ، خواهم طلبيد » « 1 » .

سخن او با أبو بكر بن عبد الرحمن

[ 233 ] - 58 - أبو بكر بن عبد الرحمن نزد امام عليه السّلام آمده عرض كرد : پسر عمو ! من نگاه عطوفت‌آميز به تو دارم و نمىدانم در خير خواهى خود نزد شما چگونه‌ام ؟ فرمود : « ابو بكر ! تو از كسانى كه در خويشى ( و دوستدارى ) خود ناخالص‌اند نيستى ( آنچه مىخواهى ) بگو » « 2 » . عرض كرد : تو ديدى كه عراقيان با پدر و برادر تو چه كردند ، با اين حال مىخواهى به سوى آنان - كه بندگان دنيايند - به روى تا كسى كه وعدهء يارىات داده با تو بجنگد و آنكه تو نزد او از يارى بندگان محبوب‌ترى رهايت سازد ؟ ! خدا را به يادت مىآورم . امام عليه السّلام فرمود : « پسر عمو ! خدا پاداش نيكت دهد ، تو در حدّ توانايى نظر خود را دادى هر چه خدا مقدّر فرمايد خواهد شد » « 3 » . ابو بكر عرض كرد : ابا عبد اللّه ما از آن خداييم و كار خود را براى رضاى او مىكنيم . [ 234 ] - 59 - امام حسين عليه السّلام آماده شده تصميم گرفت از مدينه خارج شود . در دل شب كنار قبر
هامش
( 1 ) استخير اللّه فى ذلك . ( 2 ) يا ابا بكر ما أنت ممّن يستغشّ و لا يتّهم فقل . ( 3 ) جزاك اللّه يا بن عمّ خيرا فقد اجتهدت رأيك و مهما يقضى اللّه من امر يكن .
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 327 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى