تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
كرده گفت : فرزند برادرم ! مردم ، اين امر ( بيعت با يزيد ) را پذيرفته‌اند ، جز پنج نفر از قريش كه تو رهبر آنانى ، فرزند برادرم ! چه نيازى به اختلاف دارى ؟ امام حسين عليه السّلام فرمود : « آنان را بخواه اگر با تو بيعت كردند من هم يكى از آنان خواهم بود و گرنه نبايد كارى را زودتر ( و نابهنگام ) از من بخواهى . » « 1 » معاويه گفت : باشد . و قول گرفت كه از اين گفتگو با كسى سخن نگويد . [ 209 ] - 34 - طبرى اين رويداد را ضمن رويدادهاى سال پنجاه و شش هجرى چنين آورده است : مردم با يزيد بن معاويه بيعت كردند مگر حسين بن على عليه السّلام . ابن عمر ، ابن زبير ، عبد الرحمن بن ابى بكر و ابن عبّاس . معاويه چون به مدينه آمد حسين بن على عليه السّلام را خواسته و گفت : فرزند برادرم ! مردم اين امر را پذيرفته‌اند مگر پنج نفر از قريش كه تو رهبر آنانى . فرزند برادرم چه نيازى به اختلاف دارى ؟ حضرت عليه السّلام فرمود : « آيا من آنان را رهبرى مىكنم ؟ ! » « 2 » گفت : آرى تو آنان را رهبرى مىكنى . فرمود : « آنان را بخواه ، اگر بيعت كردند من هم يكى از آنان خواهم بود و گرنه حق ندارى چيزى را زودتر ( از ديگران ) از من بخواهى . » « 3 » گفت : آيا چنين مىكنى ؟ فرمود : « آرى . » « 4 » پس معاويه قول گرفت كه از اين گفتگو با كسى سخن نگويد . راوى گويد : اين بر حضرت عليه السّلام دشوار بود ، امّا قبول كرد و بيرون آمد . كسى را كه ابن زبير در راه او نشانده بود به او گفت : برادرت ابن زبير مىگويد : « چه خبر » ؟ با اصرار مىخواست چيزى بفهمد . سپس معاويه ابن زبير را خواسته گفت : مردم اين امر را پذيرفته‌اند جز پنج نفر از قريش
هامش
( 1 ) ارسل اليهم فإن بايعوك كنت رجلا منهم ، و إلّا تكن عجّلت عليّ بأمر . ( 2 ) أنا أقودهم ! ( 3 ) فأرسل إليهم ، فإن بايعوا كنت رجلا منهم ، و إلّا لم تكن عجّلت علىّ بأمر . ( 4 ) نعم .