معاويه گفت : در ابى عبد اللّه جز شجاعت نديديم ! [ 207 ] - 32 - قاضى نعمان مصرى ، از امام حسين عليه السّلام نامهاى به معاويه آورد كه در آن او را از منكرات نهى مىكرد . او گويد : از امام حسين عليه السّلام نقل شده كه به معاويه نامهاى نوشت كه در آن با او به تندى سخن راند و او را بر كارهايش ملامت كرد ، در آن نامه آمده است : « سپس فرزند خود را كه نوجوانى شرابخوار و سگباز است جانشين خود ساختى پس در امانت خود خيانت روا داشتى و زير دستان خود را به تباهى كشاندى و سفارش پروردگارت را به جا نياوردى ، چگونه كسى را بر مسلمانان مىگمارى كه شراب مىنوشد ؟ ! با اينكه شرابخوار از فاسقان و تبهكاران است و شرابخوار بر يك درهم نيز امين نيست ، چگونه بر امّتى امين باشد ؟ به زودى - آنگاه كه نامههاى استغفار و توبه پيچيده ( و بسته ) شود - نتايج شوم عمل خود را دريابى ! » « 1 » [ 208 ] - 33 - علّامه امينى گويد : معاويه در سال پنجاه هجرى حجّ كرد و در سال پنجاه و شش هجرى عمره رفت . او در اين دو سفر براى بيعت يزيد تلاش مىكرد و در اين زمينه گامهاى گسترده برداشته و با دگر صحابى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و بزرگان امّت برخوردهايى داشت ، جز اينكه تاريخنگاران اخبار اين دو سفر را به هم آميختهاند . ما ابتدا از موضعگيريهاى امام عليه السّلام در برابر معاويه در سفر اوّل او ياد كرده ، سپس مواضع حضرت عليه السّلام را در سفر دوم معاويه مىآوريم .
معاويه در سفر اوّل خود چون به مدينه آمد ، امام حسين عليه السّلام را خواست و با او خلوت
هامش
محاربة و لا عليك خلافا ، و ما أظنّ [ أنّ ] لي عند اللّه عذرا في ترك جهادك ! ! و ما أعلم فتنة أعظم من ولايتك أمر هذه الأمّة ! ! ! .
( 1 ) ثمّ ولّيت ابنك و هو غلام يشرب الشّراب و يلهو بالكلاب ، فخنت أمانتك و أخربت رعيّتك ، و لم تؤدّ نصيحة ربّك ، فكيف تولّي على أمّة محمّد من يشرب المسكر ؟ و شارب المسكر من الفاسقين ، و شارب المسكر من الأشرار . و ليس شارب المسكر بأمين على درهم فكيف على الأمّة ؟ ! فعن قليل ترد على عملك حين تطوى صحائف الاستغفار .