( امام ) حسين عليه السّلام فرمود : « من ( نيز ) على رغم تو افتخار فرزندى هر دو را دارم » ! « 1 » [ 155 ] - 21 - محمّد بن ابراهيم حارث تيمى گويد : ميان حسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام و وليد بن عتبة بن ابى سفيان - كه در آن روز از طرف معاوية بن ابى سفيان حاكم مدينه بود - پيرامون مالى كه در « ذى مروه » داشتند نزاع بود . وليد چون قدرت داشت در پرداختن حق ( امام ) حسين عليه السّلام زور مىگفت : ( امام ) حسين عليه السّلام به او فرمود : « به خدا سوگند ، يا حقم را عادلانه مىپردازى يا شمشيرم را گرفته در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىايستم و مردم را به « حلف الفضول « 2 » » مىخوانم » « 3 » .
عبد اللّه بن زبير كه نزد وليد بود چون سخن حسين عليه السّلام را شنيد گفت : به خدا سوگند اگر حسين عليه السّلام چنين كند من نيز شمشيرم را گرفته كنار او مىايستم تا عادلانه حقّش پرداخت شود يا همگى بميريم .
مسور بن مخزومه و عبد الرحمن بن عثمان نيز چون شنيدند به همانگونه سوگند ياد كردند .
خبر اينان كه به وليد رسيد ( از آشفته شدن اوضاع ترسيد و ) حقّ ( امام ) حسين عليه السّلام را پرداخت .
شهادت امام حسن عليه السّلام
معاويه - چنان كه از خطبهء جمعهء روز ورودش به نخيله برمىآيد - از همان آغاز ،
هامش
( 1 ) قل له كلاهما لي و رغما .
( 2 ) اصل اين پيمان - كه از پيمانهاى عصر جاهلى بود و در آن سه تن به نامهاى فضيل بن حارث و مفضل بن فضاله و فضيل بن وداعه همپيمان شدند تا داد مظلوم را از ظالم بستانند - پيش از عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بنا نهاده شد و پس از مدتى به فراموشى سپرده شد . سپس در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قبل از بعثت - بار ديگر تا مدتى زنده شد . ( مترجم )
( 3 ) أحلف باللّه لتنصفنّى من حقّى أو لآخذنّ سيفى ثم لأقومنّ فى مسجد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ثمّ لأدعونّ بحلف الفضول .