( خداى ) رحمان براى آنان محبّتى ( در دلها ) قرار مىدهد « 1 » . « اين از آن على عليه السّلام و شيعيان اوست » « 2 » . همانا اين ( قرآن ) را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را بدان نويد دهى . « 3 »
- « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به آن على بن ابى طالب عليه السّلام را نويد داد » « 4 » - و مردم ستيزه جو ( و لجوج ) را بدان بيم دهى « 5 » . اين از آن تو و ياران توست .
[ 153 ] - 19 - ابن شهر آشوب ( ضمن گزارش مختصرى از ماجراى بالا ) آورده است . سپس ( امام ) حسين عليه السّلام نزد امام حسن عليه السّلام آمده عرض كرد : « ( برادر ! ) مىشنوى اين ( تبهكار ) پدرت را ناسزا مىگويد و پاسخش را نمىدهى » ؟ « 6 » فرمود : چه مىخواهى بگويم به كسى كه مسلّط است ؟ هر چه مىخواهد مىگويد و هر چه مىخواهد انجام مىدهد ! [ 154 ] - 20 - محمّد بن اسحاق گويد : مروان بن حكم - كه فرماندار مدينه بود - كسى را نزد امام حسن عليه السّلام فرستاد تا به او پيام دهد : مروان مىگويد : پدر تو كسى است كه جماعت را پراكند و امير مؤمنان عثمان را كشت و علما و زهاد - يعنى خوارج - را نابود كرد و تو ( نيز ) به غير خود مىبالى هرگاه بپرسند : پدرت كيست ؟ مىگويى : دايى من قهرمان است .
پيام رسان نزد حضرت آمده ، عرض كرد : من از كسى كه از قهر و شمشيرش امان نيست پيامى آوردهام اگر نخواهى آن را به تو نمىرسانم و خودم را فدايت مىكنم .
فرمود : نه ، آن پيام را برسان ، ما از او به خدا پناه مىبريم .
او پيام مروان را ابلاغ كرد .
حضرت عليه السّلام فرمود : به مروان بگو : اگر راست مىگويى خدا پاداشت مىدهد و اگر دروغ
هامش
( 1 )إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّامريم : 96 .
( 2 ) فذلك لعلىّ و شيعته .
( 3 )فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَمريم : 97 .
( 4 ) فبشّر بذلك النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله لعلىّ بن أبى طالب عليه السّلام .
( 5 )وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّافذلك لك و لأصحابك مريم : 97 .
( 6 ) تسمع هذا يسبّ أباك و لا تقول له شيئا ؟ !