تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
عرض كرد : « به سبب اين رفتارى كه با تو كردند » « 1 » . فرمود : آنچه به من رسيده زهرى است كه با نيرنگ به من خوراندند و با آن كشته مىشوم ولى هيچ روزى چون روز ( شهادت ) تو نيست اى ابا عبد اللّه ! سى هزار نفر كه خود را از امّت جدّ ما محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىنامند و خود را مسلمان مىدانند به سوى تو هجوم آورده به كشتن و ريختن خون تو و هتك حرمت تو و اسيرى خاندان و اطفال تو و غارت خيام تو اقدام مىكنند . پس در آن روز لعن ( خدا و خلق و فرشتگان ) بر بنى اميّه فرود آيد و آسمان خاكستر و خون ببارد و هر چيزى بر تو بگريد حتى وحشيان بيابانها و ماهيان درياها . [ 160 ] - 26 - مجلسى نقل كرده كه : چون رحلت امام حسن عليه السّلام نزديك شده ساعات پايانى عمر آن حضرت فرا رسيد ، زهر در بدن او اثر گذاشت و رنگ او دگرگون گشته سبز شد . امام حسين عليه السّلام پرسيد : « چرا رنگت به سبزى گراييده است » ؟ « 2 » امام حسن عليه السّلام گريست و فرمود : برادر جان ! حديث جدّم دربارهء من و تو تحقق يافت . سپس دست در گردن امام حسين عليه السّلام انداخت و بسيار گريستند . پس پرسيد : آن حديث كدام است ؟ فرمود : جدّم فرمود : در شب معراج چون به باغهاى بهشت درآمدم و بر منازل مؤمنان گذر كردم ، دو قصر عالى در كنار هم ديدم كه ويژگى آنان يكى بود جز آنكه يكى از زبرجد سبز و ديگرى از ياقوت سرخ بود . پرسيدم : اى جبرئيل ! اين دو قصر از آن كيست ؟ گفت : يكى از آن حسن عليه السّلام و ديگرى از آن حسين عليه السّلام است . پرسيدم : چرا رنگ آنان يكى نيست ؟ جبرئيل ساكت ماند و پاسخى نداد . پرسيدم : چرا سخن نمىگويى ؟ گفت : از تو شرم دارم . گفتم : تو را به خدا سوگند دهم پاسخم ده .
هامش
( 1 ) أبكى لما يصنع بك ( 2 ) مالي أرى لونك مائلا إلى الخضرة ؟