[ 151 ] - 17 - عبد اللّه بن بريده گويد : حسنين عليهما السّلام بر معاويه وارد شدند . او - بىدرنگ - دويست هزار درهم براى آنان فرمان داد و گفت : آن را بگيريد كه من فرزند هندم ، كسى پيش از من اين مقدار عطيه ( به شما ) نداده و پس از من نيز نخواهد داد .
امام حسن عليه السّلام بسيار كم حرف بود ( و چيزى نفرمود ) ولى امام حسين عليه السّلام فرمود : « به خدا سوگند كسى پيش از تو و پس از تو به دو نفرى كه شريفتر و برتر از ما دو نفر باشند عطيه نداده است » « 1 » ! [ 152 ] - 18 - ابو الجارية و أصبغ بن نباته گويند : زمانى كه مروان در مدينه بود براى مردم سخن گفت و از امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام بدگويى كرد . چون از منبر پايين آمد ( و رفت ) حسين بن على عليه السّلام به مسجد آمد . به او گفتند : مروان از على عليه السّلام بدگويى كرد .
فرمود : « آيا ( امام ) حسن عليه السّلام در مسجد نبود » ؟ « 2 » گفتند : چرا .
فرمود : « پاسخش نداد » ؟ « 3 » گفتند : نه .
( امام ) حسين عليه السّلام برافروخته برخاست ( از مسجد بيرون آمد ) تا بر مروان وارد شده فرمود : « اى فرزند زن بدكاره و اى فرزند شپش خور ، آيا تو از على عليه السّلام بد مىگويى » ؟ ! « 4 » مروان گفت : تو كودكى . . .
فرمود : « مىخواهى گزارش تو و يارانت و نيز على عليه السّلام را ( از كلام خدا ) بگويم » ؟ « 5 » « خداى متعال مىفرمايد » : « 6 » كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند به زودى
هامش
( 1 ) و اللّه ما اعطى أحد قبلك و لا أحد بعدك لرجلين أشرف و لا أفضل منّا .
( 2 ) فما كان في المسجد الحسن عليه السّلام ؟
( 3 ) فما قال له شيئا ؟
( 4 ) يا بن الزّرقاء و يا بن آكلة القمّل أنت الواقع فى علىّ ؟ !
( 5 ) الا اخبرك بما فيك و فى أصحابك و في علىّ ؟
( 6 ) فإنّ اللّه تبارك و تعالى يقول :