تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
فرزندان يهود بن يعقوب بر آنان فرستاد ، او زمانى دراز در ميان آنان مانده به خداپرستى و خداشناسى دعوتشان كرد ، امّا آنان نپذيرفتند . پيامبر چون اصرار بر گناه و گمراهى و ترك رستگارى آنان را ديد و عيد شهر بزرگ آنان ( نيز ) فرا رسيد عرض كرد : پروردگارا ! بندگان جز تكذيب من و ناسپاسى تو را نپذيرفتند و به پرستش درختى بىسود و زيان خو گرفته پس تمام درختانشان را بخشكان و قدرت و سلطنت خود را بر آنان بنمايان . مردم صبح كرده ديدند درختانشان خشكيده است . از اين ماجرا نگران و سرافكنده گشتند و دو دسته شدند : دسته‌اى گفتند : اين مردى كه خود را فرستادهء پروردگار آسمان و زمين به سوى شما مىداند خدايان شما را جادو كرده تا توجّه شما را از خدايانتان به خداى خود برگرداند . و دستهء ديگر گفتند : نه بلكه چون خدايان شما ديدند اين مرد عيبشان را گفته و رسواشان مىسازد و شما را به پرستش جز آنان مىخواند زيبايى و درخشش خود را پنهان داشته تا براى آنان بخشم آييد و از او انتقام گيريد . تصميم گرفتند او را بكشند ، لوله‌هاى گشاد بلند از سرب درست كرده ، آن‌ها را به ته چشمه فرستاده يك يك تا بالاى آب همچون آب گذرها چيدند ( بگونه‌اى كه جلو آب را بست ) تمام آب چشمه را كشيدند ، سپس در ته چشمه چاه عميق مدخلى تنگ كندند و در آن پيامبرشان را افكنده بر دهان آن سنگ بزرگى نهادند سپس آن لوله‌ها را كشيده ( آب را رها كردند ) و گفتند : اكنون اميدواريم خدايان ما از ما راضى شوند زيرا مىبينند كه ما رسواكننده و بازدارندهء از پرستش جز آنها را كشته زير بزرگترين‌شان دفن كرديم تا دل خنك شود و همچون گذشته نور و خرّمى آنان را به ما برگرداند . آنان تمام آن روز را در آنجا مانده نالهء پيامبرشان را مىشنيدند كه مىگويد : ( پروردگار و ) مولاى من ! تنگى جا و گرفتارى سخت مرا مىبينى به ناتوانى و بيچارگى من رحم كن و در ستاندن روحم شتاب فرما و اجابت دعايم را تأخير ميانداز . ( او بر اين حال بود ) تا مرد . خداى سبحان به جبرئيل فرمود : اى جبرئيل ! آيا اين بندگان من - كه حلمم آنها را فريفته و از مكرم ايمن شده جز مرا مىپرستند و پيامبرم را مىكشند - مىپندارند تاب ايستادگى در
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 191 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى