تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
تميم نزد حضرت عليه السّلام آمده پرسيد » : « 1 » اى امير مؤمنان ! اصحاب رسّ در كدام عصر و كجا مىزيستند و پادشاهشان كه بود ؟ آيا خداى سبحان پيامبرى بر آنان فرستاد يا نه و چرا هلاك شدند ؟ زيرا من در كتاب خدا ياد اصحاب رسّ را مىبينم ولى احوالشان را نمىيابم . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : سؤالى كردى كه پيش از تو كسى از من نپرسيده و پس از من نيز پيرامون آن كسى جز به نقل از من خبر ندهد ، هيچ آيه‌اى در كتاب خدا نيست مگر آنكه من آن را مىشناسم و تفسير آن را آگاهم و در كجا - بيابان يا كوه - و در چه وقتى - شب يا روز - نازل شده است مىدانم ، هر آينهء در اينجا - اشاره به سينهء خود - دانشى فراوان است ولى جويندگان آن كمند و به زودى كه مرا از دست مىدهند پشيمان مىشوند . اى مرد تميمى ! بخشى از سرگذشت اصحاب رسّ اين است : آنان مردمى بودند كه درخت صنوبرى را - به نام شاه درخت - مىپرستيدند ، آن را يافث بن نوح بر لب چشمه‌اى - به نام دوشاب كه براى نوح پس از طوفان جوشيد - كاشته بود . آنان را بدين سبب اصحاب رسّ گويند كه يكديگر را ( طبق نسخه‌اى پيامبرشان را ) زنده به گور مىكردند ، و اين ماجرا پس از سليمان بن داود بود . آنان بر ساحل رودى از ديار شرقى به نام رسّ - كه نام از آنان گرفته بود - دوازده آبادى داشتند . در آن روز هيچ رودى پرآب‌تر و گواراتر از آن و هيچ آبادى پرجمعيت‌تر و آبادتر از آباديهاى آنان نبود كه اوّلى آبان ، دومى آذر ، سوم دى ، چهارم بهمن ، پنجم اسفندارمذ ، ششم فروردين ، هفتم ارديبهشت ، هشتم خرداد ، نهم مرداد ، دهم تير ، يازدهم مهر و دوازدهمى شهريور خوانده مىشد . بزرگترين شهر آنان اسفندارمذ بود كه پادشاهشان بنام تركوذ بن غابور بن يارش بن سازن بن نمرود بن كنعان - فرعون ابراهيم عليه السّلام - در آن زندگى مىكرد و چشمه ( دوشاب ) و درخت شاه درخت نيز در آن شهر بود . آنان از خوشه‌هاى آن درخت در هر آبادى دانه‌اى كاشته و به هر آبادى نهرى از آن
هامش
( 1 ) اتى علىّ بن أبي طالب عليه السّلام قبل مقتله بثلاثة أيّام رجل من أشراف تميم يقال له :