برابر خشم مرا دارند يا مىتوانند از قلمرو سلطنت من خارج شوند ؟ ! چگونه و حال آنكه من از هر كه معصيتم كند و از عقابم نترسد انتقام مىكشم . به عزّت خودم سوگند كه آنان را مايهء عبرت جهانيان قرار خواهم داد . پس آنان را در همان عيدشان گرفتار باد تند بسيار سرخ كرد كه در آن سرگردان ماندند و از آن به وحشت افتاده بهم پيوستند ، سپس زمين زير پايشان همچون سنگ گوگرد آتشين شد و ابر سياهى بر آنان سايه انداخته اخگرهاى گداختهء بزرگ ، همچون قبّه بر آنان مىافكند . بدين گونه پيكرشان همچون سرب در آتش گداخت . از خشم و نزول عذاب خداى متعال به او پناه مىبريم و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم .
احتجاج ( امام ) على عليه السّلام با يهودى
[ 131 ] - 66 - احمد بن عامر بن سليمان ، از امام رضا ، از امام كاظم ، از امام صادق ، از امام باقر ، از امام سجّاد ، از امام حسين عليهم السّلام نقل كرده كه فرمود : « يك نفر يهودى از ( امام ) على بن ابى طالب عليه السّلام پرسيد » « 1 » :
آن چيست كه براى خدا نيست و آن چيست كه نزد خدا نيست و آن چيست از آن خبر ندارد ؟ ! امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : امّا آنچه خدا از آن خبر ندارد ، گفتار شما يهوديان است كه :
« عزيز پسر خداست » .
زيرا خدا براى خود فرزندى نمىشناسد . امّا آنچه براى خدا نيست شريك است .
و آنچه نزد خدا نيست ظلم خدا به بندگان است . پس يهودى ( ايمان آورده ) گفت :
اشهد ان لا إله الّا اللّه و انّ محمّدا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله .
[ 132 ] - 67 - از امام موسى بن جعفر ، از امام صادق ، از امام باقر ، از امام سجّاد ، از امام حسين بن على عليهم السّلام روايت شده كه فرمود : « يكى از دانشمندان يهود شام كه تورات و انجيل و زبور و صحف پيامبران را خوانده و از دلائل ( و معارف ) آنها آگاه بود به محفلى كه
هامش
( 1 ) انّ يهوديّا سئل علىّ بن أبي طالب فقال اليهودي :