تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
چشمه كشيده بودند ، آن دانه‌ها رشد كرده به درختى تناور مبدّل شدند . آنان آب چشمه و نهرها را بر خود حرام كرده خود و حيواناتشان از آن نمىخوردند . هر كه مىآشاميد او را كشته ، مىگفتند : آن ( مايهء ) زندگى خدايان ماست ، كسى حق ندارد از ( مايهء ) زندگى آنان بكاهد و خود و حيواناتشان از رود رسّ كه شهرهايشان كنار آن بود مىآشاميدند . در هر ماهى از سال در هر آبادى عيدى مىگرفتند ، مردم آنجا جمع شده بر درخت صنوبر خود پارچهء تورى پرنقش‌ونگار مىانداختند ، سپس گاو و گوسفند آورده براى درخت قربانى مىكردند و با هيزم در آنان آتش انداخته چون دود و بوى قربانيها به هوا برمىخاست و ميان آنان و آسمان حايل مىشد براى درخت به سجده افتاده مىگريستند و التماس مىكردند تا از آنان راضى شود . شيطان مىآمد و شاخه‌هاى درخت را تكان مىداد و از تنهء آن چون كودكى فرياد مىزد : بندگان من ! از شما راضى شدم خوش‌حال باشيد و چشمتان روشن باد . آنان سرشان را از سجده برداشته ، شراب مىنوشيدند و مىنواختند و دستبند ( طلا ) به دست مىكردند ، يك شبانه روز در اين حال بودند تا بر مىگشتند . عجم كه ماه‌هاى خود را آبان ماه و آذر ماه و . . . نام نهاده از نامهاى همان آباديها كه گفته مىشد اين عيد ماه فلان و عيد ماه فلان و . . . است گرفته است . تا چون عيد ماه شهر بزرگشان فرا مىرسيد كوچك و بزرگشان در آنجا گرد آمده نزد صنوبر ( شاه درخت ) و چشمهء ( دوشاب ) خيمه‌اى از ابريشم كه نقش و نگار گوناگون و دوازده در داشت برافراشته هر درى ويژهء مردم يك آبادى بود ، آنان بيرون خيمه بر شاه درخت سجده مىكردند و براى آن چند برابر آنچه براى درخت آبادى خود كرده قربانى مىكردند ، پس ابليس ( كه رئيس شيطانهاست ) مىآمد و شاه درخت را سخت تكان داده از لابلاى آن با صداى بلند سخن مىگفت و بيشتر از آنچه همهء شيطان‌ها مژده و نويد داده بودند مژده و نويد مىداد . آنان سر از سجده بر مىداشتند و از شادى و نشاط سرمست گشته از ( بسيارى ) ميخوارگى و نوازندگى سخن نمىگفتند . دوازده شبانه روز - به شمار اعياد سال - اين چنين گذرانده برمىگشتند . چون كفر و پرستش جز خدا در آنها به درازا كشيد ، خداوند پيامبرى از بنى اسرائيل از